دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد ♥

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند/گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را درباره »
حامد ♥
مرد - مجرد
امتیاز: 4395

دنبال‌شدگان

(540 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(536 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد ♥
hee298.jpg حامد ♥

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست....

حامد ♥
حامد ♥

در میان انبوه معاشقه ی تب دار بهار و درخت های سیب ... از صورت تنفس هزار و یک بنفشه ی معصوم ... بی تابی ترنج نگاههای آن سوی شیشه ی مات ... من ... غم نا نوشته ای را می سرایم که در سطر سطر تن عریان بوسه ها ،شهاب باران عطر خیال توست ... در آستانه ی طلوع فردا با قرآن و چراغ و آیینه چشم انتظار دمیدن شکوفه ی قدم های توام ... رستاخیز تبسم دستهای پر ستاره ات با ترنم اقاقی های زلال ... بی تاب ترینم در این ساعت خلوت زندگی ... زودتر بیا...

حامد ♥
حامد ♥

وقتی در کنار پنجره هندسه حل می کرد نمی توانست بفهمد کدام یک بی پایان تر است چرخش به دور یک دایره یا نگاه کردن به یک پنجره !

حامد ♥
حامد ♥

به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست نه کار پزشک و پروتز، همین ! نداده مرا عشوه و مکر و ناز نداده دم مشک من اشک و فین! مرا ساده و بی‌ریا آفرید جدا از حسادت و بی‌خشم و کین زنی از همین سادگی سود برد به من گفت از آن سیب قرمز بچین من ساده چیدم از آن تک‌ درخت و دادم به او سیب چون انگبین چو وارد نبودم به دوز و کلک من افتادم از آسمان بر زمین و البته در این مرا پند بود که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین تو حرف زنان را از آن گوش گیر و بیرون بده حرفشان را از این که زن از همان بدو پیدایش‌ات نشسته مداوم تو را در کمین lich

حامد ♥
حامد ♥

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت. از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته lich

حامد ♥
حامد ♥

به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست نه کار پزشک و پروتز، همین ! نداده مرا عشوه و مکر و ناز نداده دم مشک من اشک و فین! مرا ساده و بی‌ریا آفرید جدا از حسادت و بی‌خشم و کین زنی از همین سادگی سود برد به من گفت از آن سیب قرمز بچین من ساده چیدم از آن تک‌ درخت و دادم به او سیب چون انگبین چو وارد نبودم به دوز و کلک من افتادم از آسمان بر زمین و البته در این مرا پند بود که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین تو حرف زنان را از آن گوش گیر و بیرون بده حرفشان را از این که زن از همان بدو پیدایش‌ات نشسته مداوم تو را در کمین lich

حامد ♥
حامد ♥

اگر زندگي کردي اشتباه نکن اگر اشتباه کردي تکرار نکن اگر تکرار کردي اعتراف نکن اگر اعتراف کردي التماس نکن اگر التماس کردي زندگي نکن

حامد ♥
حامد ♥

دنبال کسي نباش که بتوني بااون زندگي کني بلکه به دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني

حامد ♥
حامد ♥

چارلي چاپلين ميگه : شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص

حامد ♥
حامد ♥

دلم تنگ است ، دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد . نه ديداري ، نه بيداري ، نه دستي از سر ياري مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري ! )yazdan(

حامد ♥
حامد ♥

آدمک آخر دنياست بخند / آدمک مرگ همين جاست بخند / دست خطي که تو را عاشق کرد / شوخي کاغذي ماست بخند / آدمک خر نشوي گريه کني / کل دنيا سراب است بخند/ ان خدايي که بزرگش خواندي / بخدا مثل تو تنهاست بخند (javad)

حامد ♥
حامد ♥

دوزخ، عشق و دیگر هیچ ! یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت: این كار شما تروریسم خالص است! پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده. از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می كند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگی

حامد ♥
حامد ♥

زندگی یک آرزوی دور نیست؛ زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله پروانه چیست؟ زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست گوش کن ! دریا صدایت میزند؛ هرچه ناپیدا صدایت میزند جنگل خاموش میداند تو را؛ با صدایی سبز میخواند تو را زیر باران آتشی در جان توست؛ قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست؛ زندگی یک مقصد بی انتهاست هیچ جایی انتهای راه نیست؛ این تمامش ماجرای زندگیست .

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد ♥
حامد ♥

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد ♥
حامد ♥

کس نمی داند ، سوگم از چیست ریشه این همه درد ، ز غم دوری توست تـــو بـــرو تـــو بـــدان و تـنها تـــو بـــخوان حذر از عشق تو ، هرگز هرگز تپش قلب من بی تـــو هـــرگـــز

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد ♥
حامد ♥

زندگی زیباست: روزی از روزها و شبی از شبها، خواهم افتاد و خواهم مُرد. اما می خواهم هر چه بیشتر بروم، تا هر چه دورتر بیفتم، تا هر چه دیرتر بیفتم . هر چه دیرتر و دورتر بمیرم. نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه،بیش از آنکه می توانستم بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین. (دکتر علی شریعتی)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.