یه آغوش هایی هست که به آدم انرژی میده مثل #آغوش-مادر /// یه نگاه هایی هست که به آدم جرات میده مثل #نگاه-پدر ///و یه لبخند هایی هست که به آدم قدرت زندگی میده مثل #لبخند-پدر-و-مادر
اس ام اس اومد واسم باز کردم دیدم مامانمه... متن اس ام اس: امیر (اسم بابامه) این حمید خیلی پررو شده شبا تا صبح معلوم نیست با کی تلفن حرف میزنه ، به اون دوستت که تو نظام وظیفه بود نمی خواد بگی بندازدش تهران ، بره شهرستان یکم دور باشه از سرش بپره...!!!! من: (سکـــــــــــــــــوت) 2 دقیقه بعد باز اس ام اس اومد و باز هم مامان بود: حمید جان شب داری میای خونه ماست بخر حتما ، راستی من با بابات شوخی دارم اس ام اس شوخی بود ) من: ما هم خریم دیگه؟؟؟ گرفتــــــــــــــــــار شدیم به خداااااا!!!!!!
یه توپ دارم قلقلیه ) پ نه پ شش ضلعی نامنتظمه ( میزنم زمین هوا میره ) پ نه پ می خواستی زمین و حفر کنه برسه مرکز زمین ( نمی دونی تا کجا میره ) ... ... ... ... ... پ نه پ می دونم نمیگم که ریا نشه ( من این توپو نداشتم ) پ نه پ داشتی ، رو نمی کردی ( مشقامو خوب نوشتم ) پ نه پ همش برو دنبال یللّی تللّی ( بابام بهم عیدی داد ) پ نه پ می خواستی روز مادر بهت کادو بده ( یه توپ قلقلی داد ) پ نه پ می خواستی یه دونه بی ام و 730 بهت بده
از وقتی که فهمیدم زن همسایه باردار نمیشود....هر روز عصر برایش دعا میکنم...انقدر به کاکتوس جا مانده از اسباب کشی مستاجرمان رسیدمو آب دادم...تیغهایش دیگر دستم رانمیخراشد..انگار محبتم را فهمیده..دوستم دارد...پدر بزرگ آنقدر مهربان بود که وقتی از مستراح گوشه حیاط خانه قدیمیشان بیرون می امد یک بار دیگر آفتابه را پر میکرد که نفر بعدی راحت باشد...این روزها دلم کبوتری میخواهد...پرواز کند و من تماشا...