amin ali
+لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا.. -حاضر +ادسن آرانتس دنا سمنتو... -حاضر +مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز... +مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز...؟!! -آقا مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز نیومده غایبه +آنتونیو دی اولیورا فیلهو -حاضر +رونالدو ده آسیس موریرا -حاضر .... .... خوب لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا پاشو بیاد درس جواب بده دیریریرینگ زنگ خورد !
amin ali
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !
amin ali
بازی قایم موشک رو تو بچگی یاتون میاد چشم میذاشتیم و می شمردیم تا پنجاه ... 47 - 48 - 49 - 50 ، بیام ؟ ... اومدما ... و میرفتیم دوستی رو که پنهان شده پیدا کنیم ... باید همه جا رو می گشتیم . بزرگ شدیم و کودکی هامون فراموشمون شده گویا ؛ که هنوز یک دوست غایب از نظر داریم ... دوستی که به زبون میگیم دوستش داریم و میخوایم پیداش کنیم و ببینیمش ، ولی به جستجوش نپرداختیم ...
amin ali
گذشته هایی که حالمان را گرفته است آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حال هم حالمان را به هم میزند... چه زندگی شیرینی !!!
amin ali
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
amin ali
اولیور: استن... تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟ استن : آره خوب حداقل وقت ادمو نمیگیره!!
amin ali
کباب دنده با سس چیلی تند ♥♥
amin ali
خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
زیرا با دادن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم
با بخشیدن است که بخشوده می شویم
وبا مردن است که زنده می شویم
amin ali
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست
amin ali
در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند / در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند// هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین / ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند
amin ali
زیر باران گریه کردم تو ندیدی با نگاهی پُر ز اشک خنده کردم تو ندیدی باز هم معرفتت ای باران وقت باریدن من باریدی بر غروری خُرد شده مرهم شدی اندکی آبرو از بی کسی ام مانده بود تاب نیاوردی به صد ها قطره ی اشک خریدی