amin ali
کاغذ باطله شدند برگه های دفتر شعرم در خانه تکانی امسال شاید به درد شیشه ها بخورند ...
amin ali
درد یعنی : آدم از اووووووووون همه آرزوی بچگی . . . فقط بزرگ بشه . . . همین . . .!!!
amin ali
دیوانه نمی گوید دوست ات دارم دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هرجان کندنی جمع می کند از هر دری می زند زیر بغل می ریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوست اش دارد
amin ali
تلخ است ،
همه فکر کنند سرت شلوغ است ،
و تنها خودت بدانی چقدر..
.
.
.
تنـــهایی ...!!!
amin ali
از تو حکایت میکنه درو دیوار این خونه خونه غریبو خلوته تو رو میگیره بهونه
amin ali
خسته شدم!
ديگه پاهام ناي رفتن نداره، خسته شدم!
تك تك سلول هاي بدنم دارن فرياد ميزنن،هوار مي كن!
خسته شدن! ازم ميخوان همينجا بشينم و فقط نگاه كنم!
انقدر همه چي زود و سريع ميگذره كه گذر زمان از دستم در رفته!
انقدر آدما زود از كنارم رد ميشن كه ديگه هيچكس رو نميشناسم!
پير شدم و همه جوون موندم... از دست رفتم و كسي دستم رو نگرفت... فرياد زدم و كسي نشنيد
اه... چه قدر همه چيز ساكت و ثابت و ساكن و بي توجه ست! چه قدر زندگي بي تفاوت از كنار مرگ عبور ميكنه...
آخ اگه يه نگاه به هم بندازن!... كاش مرگ مثل يه ليوان آب بود كه هر موقع مي خواستي دستتو دراز ميكردي و يه جرعه ميخوردي
آخ كه چه قد تشنه م........
amin ali
بزن ای تار آهنگی به ساز راز دلتنگی بخوانم بر سر سنگی که دل مرده ز دلتنگی
amin ali
روزایی که دلت خیلی پره و میخوای حرف بزنی
دقیقاً همون روزا بیشتر از همیشه سکوت میکنی