amin ali
نـمـیگم نـباشی مـیـمـیـرم... نــمــیــگم بـــی تـو هـــیـــچــم... بــــودی، بــــــودی... نـبـاشی، هـسـتـن کـسایــی کـه بـاشن
amin ali
تو خاموشی خون خاموشه َشب آشفته گل فراموشه بخواب که امشب پشت این روزن شب کمین کرده روبه روی من تب آلوده تلخ و بی کوکب شب ,شب غربت , شب همین امشب لای لایی من به جای تو شکستم تو نبودی, من به سوگ من نشستم از ستاره تا ستاره گریه کردم از همیشه تا دوباره گریه کردم لالالالا آخرین کوکب, لباش رویا بپوش امشب لالالالا ای تن تبدار اشکامو از رو گونه هام بردار لالالالا سایه ی بیدار نبض مهتابو دست من بسپار
amin ali
با مـــن مـــــــدارا کن ! بعــــدها ... دلت برایـــــــم تنگ خواهد شد !
amin ali
گفتم عدالت داشته باش... لبخندش را تقسیم کرد... خنده اش به من رسید... لبانش به دیگری...
amin ali
شغل مناسب شغلی نیست که لزوما پول خوبی از توش دربیاد. شغل مناسب شغلیه که هر روز صبح بتونی از خودت بپرسی امروز برم یا نرم ؟
amin ali
داره آروم آروم ميرسه! ████████████▒ 98 عید سعید فطر پيشاپيش مبارك ♥دوستان عزیزم
amin ali
منم یه روزی مثل آدم زندگی میکردم . . . . . .. . . . تا اینکه یکی ازم پرسید یعنی تو واقعا دنبالر نداری؟؟؟؟ خدا ازش نگذره...
amin ali
باز دوباره با نگاهت این دل من زیر رو شد
باز سر کلاس قلبم درس عاشقی شروع شد
دل دوباره زیر رو شد
با تموم سادگی تو حرفتو داری میگی تو
..........
amin ali
کم طاقتی عادت آن روزهایت بود
این روزهابرای گرفتن خبری ازمن عجیــــب صبورشده ای..
amin ali
همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم....
amin ali
خسته ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ؛ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ: “ﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ: “ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﻭ ﮐﻨﺪﻡ ﭘﺸﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ: “ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﯾﺨﭽﺎﻟﻪ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ” ، ﻣﻨﻢ ﺣﺮﺻﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ … ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ: “ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ؛ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﻓﺮ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ” ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﻣﻦ ﺳﺮﻣﻮ ﮐﺠﺎ ﺑﮑﻮﺑﻢ … . .
amin ali
جاده و پرسه ی وحشت من و تب لرزه شبونه تو نگاه می کنی و من, از تو می رسم به خونه تو نبودی آسمون رواق ظلمت تو نبودی حادثه با هر نفس بود من پرنده ی زمینی شده ی عشق تو نبودی , هر پر من یه قفس بود توی لحظه های تنهایی و غربت یادتو می کردم و گل باز می شد یادتو می کردم و کویر ساکت کوچه باغ روشن آواز می شد از تو می رسم به آیینه و دیدار از تو می رسم به خود شدن دوباره تو هم آغازی و هم پایان یک کوچ سفر من از ستاره , به ستاره منو تا رنگین کمون پشت بارون ببرو با من خسته آشنا کن روزن کلبه بگیرو پرده بنداز در ببندو سفره ی ترانه واکن
amin ali
سوالم از آقای گالیله اینه که . . . . . . . . . . . . اگه زمین باسرعت دور خودش می چرخه, پس چرا اینقدرهوا گرمه
amin ali
بهترین راه برای رسیدن به آرامش : فاصله گرفتن از آدمایی که آرامشت رو به هم میزنن ..به همین سادگی
个捉得射死اینجا رو من متوجه نشدم بیزحمت معنی کن
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبل从王伦手里夺了来推让给他的。他现在坐不了啦,理应还给林冲和众 اینجاش اشک منو در آورد
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل