هانیه
بالای جنازهی خونینش پرسید: زندهای؟ لرزان گفت: هنوز نه ....
هانیه
یک روز می گویم به تو که شب قدر با همه گناهانم اول برای تو دعا کردم بعد خودم......
هانیه
ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش نکن. شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی. . . /علی علیه السلام
هانیه
همیشه با کسی درد دل کنید که دو چیز داشته باشد....یکی "درد"دیگری "دل" غیر از این باشد به تو می خندد.../