هانیه
بالای جنازهی خونینش پرسید: زندهای؟ لرزان گفت: هنوز نه ....
هانیه
از عشق های این روزها... داستانی به بلندای شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت ...چه برسد شیرین و فرهاد.....
هانیه
اگر امکان سفر در زمان رو داشتید به آینده سفر میکردید یا گذشته؟
هانیه
پسرها بیشتر دخترا رو سر کار میذارن یا دخترها پسرا رو؟
هانیه
سخت تر می شود نبودنت، وقتی بودنت برای........دیگریست.!!!
هانیه
باورم کن! چون بدون باور تو زنده نخواهم ماند...نگو که انسانها بیوفا هستند.نگو عشق دیگر بی معنیست.اگر مرا باور کنی تمام عشقم را نثارت خواهم کرد تا بدانی که هنوز هم عشق وجود دارد.آن هم در قلب من و شاید....و شاید در قلب تو....فقط چشمانت را ببند و در آغوشم پنهان شو...تنها با من....
هانیه
ای مردم ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای مردم، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید .
هانیه
او كسي است كه از آسمان آبي نازل كرد و بوسيله آن گياهان گوناگون رويانيديم، از آن ساقهها و شاخههاي سبز خارج ساختيم و از آنها دانههاي متراكم، و از شكوفه نخل خوشهها با رشتههاي باريك بيرون فرستاديم و باغها از انواع انگور و زيتون و انار شبيه به يكديگر و بيشباهت هنگامي كه ميوه ميكند به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن نشانههائي براي افراد با ايمان ( انعام / 99)
هانیه
بعضیها مثل ديكشنري ميمونن... واسه يه كلمه ساده كه ميگي هزار جور معني در ميارن.../