هانیه
بالای جنازهی خونینش پرسید: زندهای؟ لرزان گفت: هنوز نه ....
هانیه
مدد ز غیر تو ننگ است ...یا علی مددی
هانیه
یکی بود، یکی نبود... اونی هم که بود، کم کم رفت..../
هانیه
ادیسون برای روشنایی خانه اش برق را اختراع کرد من تو را کشف کردم...
هانیه
لبخند تو را دير زمانيست نديدم**** يكباره دگر خانه ات آباد بگو سيب
هانیه
کسی نشانی بهشت را نداشت و خداوند مــــادر را آفرید ...!
هانیه
سجده بر سجاده عشاق چون کردی سحر .... جان مولا زیر لب آهسته نامم را ببر (التماس دعای زیاد دارم در این سحر زیبا )
هانیه
من دلم بدجوری هواشو کرده ..... چرا ؟؟؟ ای خداااا ..... / اومدم اینجا کمی دلم باز بشه اما یه جور دیگه گرفته شد .... انگار دیگه بی اهمیت شدم . اه
هانیه
فراموش نکن رفیق! تو سنگی هستی در نوک قله که اگر یک لحظه دست خدا از سرت برداشته شود، بی درنگ ته دره خواهی بود ...
هانیه
بدهکاریم به یکدیگر و به تمام " دوستت دارم " های نا گفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند و ما آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم منطقی هستیم !