هانیه
بالای جنازهی خونینش پرسید: زندهای؟ لرزان گفت: هنوز نه ....
هانیه
.........................
هانیه
دادا و آجی های عزیزم قربون همتون برم ...... خدایارتون / بای بای
هانیه
اسمش "مکافات عمل" است توی خانه صدایش میکنیم: قضا و قدر .../
هانیه
لحظههای دوری را با ساعت شنی میشمارم یک صحرا گذشته است.../
هانیه
دنیا جلسهی امتحان است... کتابش قرآن.../ بدا به حال کسانیکه امتحان "open book" را هم تجدید شوند..../
هانیه
هر کس عمل صالح انجام دهد-زن باشد یا مرد- اگر مؤمن باشد، او را به زندگی پاکیزهای زنده میگردانیم.../متن رو نمیذارم بدون خوندن لایک بزنی! نیازی به لایک زدن نیس خواهشا بخون رفقیم/دیدگاه
هانیه
به خدا سوگند اگر نرم ترین کاناپه های دنیا در سمت راست اتاق و مجلل ترین مبل های جهان در سمت چپ اتاق باشد، بالشت میندازم وسط اتاق و دراز می کشم تلویزیون می بینم.../
هانیه
فلکه بازار - اول کوچه شباهنگ // کسی از تبریزیا رفته اینجا؟
هانیه
کمی فید , سحر نزدیک است.../