haniye sh
هیچ وقت نفهمیدی که من کامپیوترت نبودم که هر لحظه دلت خواست خاموشم کنی(منم احساس داشتم)
haniye sh
چه دنياي ساكتي...ديگر صداي تپش قلبها غوغا نميكند...گمانم همه شكسته اند
haniye sh
دلم آغوشي ميخواهد که... نه زن باشد نه مرد! ...خدایا... زمين نميايي؟
haniye sh
یادم باشد ...خط فقر جاییست میان بودن و نبودن تو ...جاییست میان دار و ندار من
haniye sh
تمام حرف همین است صادقانه بمان عاشقانه بمیر
haniye sh
احساس سوختن به تماشا نمی شود... آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
haniye sh
گاه سکوت یک دوست معجزه می کند ...و تو می آموزی که همیشه بودن در فریاد نیست
haniye sh
زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست … بوسیدن قول ماندن نیست … و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست
haniye sh
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
haniye sh
شاید آرام تــر می شدم ...فقــط و فقـــط.. اگر میفهمیدی ... حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی نوشته نشده اند
haniye sh
دل بستن و دل کندن ...مثل برچسبی است... که به جلد کتاب می زنند... می توان آن را کند... اما تکه تکه می شود
خدایا …
13 سال و 1 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبلتو دنــیای ما آدمــا …
یه حالتی هست به نام ” کــم آوردن ” !
تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی …
خــوش به حــالت … !