سحر
سلااااااااااااااام بر همه...آمدیم
سحر
بيخودي پرسه زديم صبحمان شب بشود... بيخودي حرص زديم سهممان كم نشود... ما خدا را با خود سر دعوا برديم و قسم ها خورديم... ما به هم بد كرديم.. ما به هم بد گفتيم.. ما حقيقت ها را زير پا له كرديم و چه حظي برديم كه زرنگي كرديم... روي هر حادثه اي حرفي از پول زديم... از شما مي پرسم، ما كه را گول زديم؟؟؟؟؟؟
سحر
آن گاه که؛ دوازدهمین زنگ نیمه شب نواخته می شود؛ در انتظار پایان شادی هایت نباش و بدان که هیچ دری بروی تو بسته نخواهد شد. زیرا در این قصه ... خداوند ؛ فرشته مهربان توست
سحر
اگر زندگی، ساز نیست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب می نوازند؟!
سحر
اگر زندگی، خدا نیست پس چرا فقط خدا هست؟!
سحر
زندگی، خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و کام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشک و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و در آخر زندگی زندگی است
هرگز به دست اش ساعت نمی بست
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 44 دقيقه قبلروزی از او پرسیدم
پس چگونه است
که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟
گفت:
......ساعت را از خورشید می پرسم
پرسیدم
روزهای بارانی چطور؟
گفت:
روزهای بارانی
همهی ساعت ها ساعت عشق است!
راست می گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود