موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
#عکس رو وقتی هنوز خیلی بچه بودم گرفتم مامانم واسم یه دوربین معمولی خریده بود منم ذوق داشتم از هر چیزی که میدیدم عکس میگرفتمموقعی که این عکس رو گرفتم یه احساس خیلی خوبی بهم دست داد حسی که وقتی الانم اگه یه عکس خوب بگیرم بهم دست میده... با اینکه سالهای زیادی از وقتی که این عکس رو گرفتم میگذره اما هنوزم یه حس قشنگ بهم میده حس اینکه پشت این دیوار سنگی زندگی های قشنگ و کم دغدغه ای جاریه......حس اینکه اگه از اون نردبون برم بالا برم پشت دیوار منم یه زندگی اروم خواهم داشت....
ی ِ دوست دارم که تقریبا سه سال ِ باهم هستیم ... امروز بعداز 3ماه تلخی ی ِ اس ام اس خوشگل داد و روح ِ خودم و گوشیم رو شاد کرد ... اما جالبیش اینجاست انگار خبر داشت بعدش من زنگ میزنم ، #خاموش کرده بود !!! یعنی اینقدر من مزاحم ِ این دوستا طفلکم میشم که بعضیاشون فراری میشن !!! اما خب #خوشحالم کرد ... : ) یه مدت بهش زنگ نمیزدم با خودم گفتم بببینم بهم سر میزنه که بالاخره سر زد ... هنوزم مث ِ قدیما شیرین ِ برام و #شخصیتش رو دوست میدارم و #خودش رو ...
یعنی من هلاکِ این بچه هایِ شمالِ خودمونم : )) همشون اول خیلی شیکُ مجلسی خطاب دادنُ تبریک گفتن بعد تو کامنت حرفایِ دلشون با عشقُ علاقه (ارواح عمشون) بیان کردن : ))
#پارسال خواستم یه روز ، روزه #مستحبی بگیرم چون ماه #رمضان نبود ، وسط روز یادم رفت ، از تو #یخچال یه #بستنی ور داشتم ، با #کمال میل نوش جان کردم ، یهو یادم آمد !! "روزه بودم " با #خونسردی دهن رو اب کشیدم ، به روزه ام ادامه دادم
عادت دارم همیشه جوابِ بدی رو هم با خوبی بدم حتی ناراحتی دشمنم هم نمیتونم تحمل کنم هر کاری میکنم تا خوشحالش کنم و اینکه با همه دوستم اگه ببینم طرف کوتاهی کنه خیلی دل خور میشم و ناراحت در کل دوس دارم با همه دوس باشم نه دشمن
خاله تاکسی دربست گرفتی اینقده زود رسیدی؟ نمیگی تند میاد خطر داره سلامتیت به خطر میوفته
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبلدیگه خطر ُ به جون خریدم که زود برسم
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبلعمو
12 سال و 11 ماه و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلعموجان منقرض شدی اساسی
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبل