موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
#تکیه-کلام من : که بر گرفته از #تیکه و #شکایت بابام به #پرستار شکل گرفته ... "جوجه اَنتر " {#انترن } چرا این #جوجه-اَنترا هی میان تو اتاق ازم سوال میکنن پرستار من بابا
من یه #پسر_خاله دارم که در عکس زیر مشاهدش می کنین....اسمش #بنیامین... خدا نصیب هیچکی نکنه اینجور بچه...از پس #شیطونه....ولی یه راه هست که می تونیم #آرومش کنیم ، اونم اینه که یه #سوسک براش پیدا کنیم....اینقد با اون سوسکه بازی می کنه که سوسکه بدبخت بالا میاره....
اصلا در روایات اومده در بهشت حوریانی هستن با گردنهای بلورین که آدم از پشت سر بهشون نزدیک میشه و وقتی اون گردنهای مرمرین رو میبینه طاقت از کف میده و یه دونه شپلق میزنه پس گردنشون نمیدونین چه صدایی میده اصلا از بالاترین لذات پس گردنی زدن ناغافلیه ..... خدا قسمت همه تون بکنه
خاله تاکسی دربست گرفتی اینقده زود رسیدی؟ نمیگی تند میاد خطر داره سلامتیت به خطر میوفته
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبلدیگه خطر ُ به جون خریدم که زود برسم
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبلعمو
12 سال و 11 ماه و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلعموجان منقرض شدی اساسی
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبل