موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
#دیشب خواب دیدم ، رفتم #آکادمی موزیک #گوگوش رفتم داخل سالن ، کسی نبود ، انتهای سالن #خانوم نشسته بود !! بهم گفت چی داری برای خوندن ؟ هر چی فکر کردم #چیزی یادم نیومد امدم بیرون از کسی کمک بخوام اما کسی نبود از خواب بیدار شدم ، #کلی شعر تو سرم بود
#اعتراف-میکنم همیشه آدما رو برعکس شناختم مثلا پیش خودم میگم از فلانی خوشم نمیاد اهل کلاس و . . . است اما وقتی باهاش هم صحبت میشم میفهمم بهتر از اون کسی نیست
با مامان حرف زدم , گفتم جدیدا علاقه خاصی پیدا کردم ب ِ موسیقی , گفتم دوست دارم برم کلاس { #پیانو } , هنوز اکی نداده بهم ولی گفت ک ِ فعلا پرس ُ جو کنم بعد ماه رمضون ثبت نام کنم ../ /
امـــروز یه دخـــتره تو پیـــاده رو زرتــــــــــــی خـــورد زمیـــن! هیـــچی دیـــگه رفتـــم زیر بغـــل دوستـــ پســـرشو گرفتـــم که از خنــــــده غـــش کـــرده بود
راستی اگه مجلسی ( عقدی- عروسی ....)در راه بود مارو بی خبر نزارینا اگه شده پیاده _سواره با خری _الاغی هرچی باشه میام هرچی باشه عروسی خواهرمه من که از داشتن خواهر بی بهره بودم خوشحال میشم برای دوتا اسطوره ی عاشق کاری بکنم....
خاله تاکسی دربست گرفتی اینقده زود رسیدی؟ نمیگی تند میاد خطر داره سلامتیت به خطر میوفته
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 6 ساعت و 34 دقيقه قبلدیگه خطر ُ به جون خریدم که زود برسم
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبلعمو
12 سال و 11 ماه و 13 ساعت و 12 دقيقه قبلعموجان منقرض شدی اساسی
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 40 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 14 ساعت و 56 دقيقه قبل