HM69
ببارباران...... من سفرکرده ای دارم که یادم رفت آب پشت پایش بریزم.....
HM69
هیچ وقت بی خداحافظی کسی را ترک نکن نمیدانی چه درد بدی است... پیر شدن در خم کوچه های انتظار..
HM69
از جدا شدن نوشتی؛ رو تن زخمی هر برگ; گریه کردم و نوشتم؛ نازنینم یا تو یا مرگ; به تو گفتم باورم کن; میان این همه دیوار; تو با لبخندی نوشتی; همنفس خدانگهدار...!
HM69
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ؛ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ، ﯾﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ...!!!
HM69
دلم براش تنگ شده ولی بازم پا میذارم روی دل
HM69
قلابت را بدون طعمه بینداز، اینجا پر است از ماهی هایی که از زندگی سیر شدند...
HM69
دل را سخت میشکنی وآسان عذرخواهی وطلب بخشش میکنی این عادلانه نیست
HM69
ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ “ﺩﻧﯿﺎ” ﻧﺎﺑﺎﺏ ﺍﺳﺖ، ﻣﻌﺘﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ “ﻫﯿﭻ”، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ، ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ”ﻣﺮﮒ”!
HM69
خیلی بده احساس کنی مثل شمعی فقط وقتی برق رفت می آیند سراغت وبعد با یک فوت خاموشت میکنند
HM69
حکایت تلخیست؛ مانده ام برای تو! رفته ای برای دیگری...