Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
تو سن 21 سالگی دیگه فکر کردنو بیخیال شدم... : )
Herose
تا سن 20 سالگی فکر می کردم کشوری به اسم یوگوسلاواکی وجود داره
Herose
تا سن 19 سالگی فکر می کردم اگه پولهامو چند بار بشمرم کم میشه
Herose
تا سن 18 سالگی فکر می کردم حضرت عباس برادر حضرت ابوالفضل بوده
Herose
تا سن 17 سالگی فکر می کردم روزنامه ای به اسم کثرالانتشار وجود داره.
Herose
تا سن 16 سالگی فکر می کردم کرم دندون وجود داره
Herose
تا سن 15 سالگی فکر می کردم درخت نقل وجود داره
Herose
تا سن 14 سالگی فکر می کردم خارج یه جایی نزدیک آلمان.
Herose
تا سن 13 سالگی فکر می کردم (وی vey) که تو اخبار مثلا میگن وی همجنین گفت ، وی آدم مهمیه .
Herose
تا سن 12 سالگی فکر می کردم خانم مجری برنامه کودک از تو تلویزیون مارو میبینه .
Herose
تا سن 11 سالگی فکر می کردم مامانا دعا میکنن خدا بچه میده بهشون.
Herose
تا سن 10 سالگی فکر می کردم دخترها رو مامانا به دنیا میارن پسرها رو بابا ها.
Herose
تا سن 9 سالگی فکر می کردم اگه یه کاری کنم که خدا بدش بیاد خدا سنگم می کنه
Herose
تا سن 8 سالگی فکر می کردم یه کلاغی وجود داره که خبرها رو برای مامانم میبره