Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
نمیدانم چرا راننده ها فکر میکنن مقصد تمام دخترها تخت خانه راننده است!
Herose
هر وقتی چه شب چه روز چه وقت نهار چه هنگام سیگار کشیدن احساس کردی دوست داری شب کنارش بخوابی و صبح در آغوشش بیدار شوی! بترس! یادت باشد زمانش فرق نمیکند فقط همان وقت همان لحظه از او فرار کن! این راز عاشق نشدن و دل نبستن به زن هاست! یک هلندی به من گفت و من به تمام شما مرد ها میگوییم
Herose
چرا نگاه نکردم؟ انگار مادرم گریسته بود آنشب.. آنشب که من به درد رسیدم و نطفه شکل گرفت.. آنشب که من عروس خوشه های اقاقی شدم!... فروغ ناب است ترسیم فصل سردت،اما میشود این بار ایمان بیاوریم به "پایان" فصل سرد؟؟
Herose
فاحشه سنگ صبور ِ تمام دردهای تاریخ بشریت ِ مردانگی است!
Herose
فاحشه یک روانکاو است ! که تمام عقده های فرو خوردۀ فرویدی ِ تو را درمان می کند
Herose
فاحشه یک شاعر است ! تمام آن بوسه های عاشقانه جانم جانم های از ته ِ دل و جانی که زنت نمی تواند ارزانیت کند برای توی مرد نامرد در طبق اخلاص می گذارد
Herose
فاحشه یک نقاش است تمام ِ آنچه که تو نمی توانی با زنت انجام دهی برای توی ناتوان به تصویر می کشد
Herose
خواب مال آدمایی هست که اینترنت ندارن.... !!!
Herose
خوش به حالتان ما ایرانی ها در دلمان ماند عشقمان را بدون ترس با چشم بسته آرام بوس کنیم! ما بر دلمان ماند لحظه ای کسی را که دوس داریم از ته دل در آغوش بگیریم ما بر دلمان ماند ماند ماند!
Herose
نه بعضی وقت ها گناه لازم است مانند طعم تلخ قهوه می ماند مبینی چقدر آرامت میکند گناه هم گاهی مقدس است فقط شرطش رضایت است و اعتماد ولی نمیدانم چرا فقط دوس داشتم شانه ها و لب هایت را ببوسم همین برایم کافی بود نه به زیبایت شک نکن تنت نقصی نداشت ولی من اینبار خلاف همیشه از بدن عریان یک زن خجالت میکشیدم