Hesam
ابن سینا: * هرچه را شنیدی مادام كه دلیلی بر خلاف آن نداری ممكن بدان.
Hesam
ابوالفضل بیهقی: * مردان بزرگ نام بدان گرفتند كه چون بر دشمن دست می یافتند، نیكویی می كردند و از او درمی گذشتند.
Hesam
بتهوون: * اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بكوش، زیرا آن شادی كه ما به دیگران میدهیم به دل خود ما برمی گردد.
Hesam
حضرت علی (ع):بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی نسبت به خدای بزرگ است.
Hesam
گاندی: * از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار.
Hesam
غیر از مادر .. خواهر یکی از عزیزترین موجوداته که میتونه کنارت باشه .
Hesam
زن گـاهـی سـعــی مـی کـنـد ، مـردانـه بـازی کـنـد !!! مـردانه کـار کـنـد ... مـردانـه قـدم بـردارد مـردانـه فـکـر کـنـد مـردانـه قـول دهــد امـا هـر کـاری هـم کـه بـکـنـد زن اســت !!! احـسـاس دارد لـطـیف اسـت یـک جـا عـقـب مـی نـشـیـنـد و مـحـبـت تـو را مـی خـواهـد زن اسـت دیـگــر ... !
Hesam
به یک زن احترام بگذارید، چون: میتوانید معصومیتش را در شکل یک دختر حس کنید میتوانید علاقه اش را در شکل یک خواهر حس کنید میتوانید گرمایش را در شکل یک دوست حس کنید میتوانید اشتیاقش را در شکل یک معشوقه حس کنید میتوانید فداکاریش را در شکل یک همسر حس کنید میتوانید روحانیتش را در شکل یک مادر حس کنید میتوانید برکتش را در شکل یک مادر بزرگ حس کنید با این حال او محکم و استوار نیز هست . قلبش بسیار لطیف، فریبنده، ملیح، بخشنده و سرکش است… او یک زن است… و زندگی!! به راستی زن با مرد برابر نیست؟! نمیدانم! شاید شما راست میگوئید که برابر نیست!!! اما...... به گمانم زن بیشتر از برابر است! " راد "
Hesam
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه
Hesam
خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولی جالب اینجاست که .... تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ؛ ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .
Hesam
دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
Hesam
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. تاجر از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی را گرفتی؟ ماهی گیر: مدت خیلی کم. تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی بگيری؟ ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است. تاجر: اما بقیه وقتت را چکار می کنی؟ ماهی گیر:کمی می خوابم. با بچه ها يم بازی می کنم ، گاهی می روم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به تار زدن. خلاصه به این نوع زندگی مشغولم. تاجر: من در دانشگاه هاروارد درس خوانده ام و می توانم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. آن وقت می توانی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد آن، بعدا چند تا قایق دیگر هم اضافه کنی.آن وقت تعداد زيادی قایق برای ماهی گیری داری. ماهی گیر: خوب بعدش چی؟ تاجر: به جای اینکه ماهی ها را به واسطه بفروشی، آنها را مستقیما به مشتری ها میدهی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخانه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک را هم ترک می کنی و به مکزیکو سیتی می روی. بعد از آن
Hesam
تنهایی یعنی فکر کردن به اینکه اون الان کجاست ؟
Hesam
روزي ميرسدکه در خيال خود,جاي خالي ام را حس کني!
در دلت بابغض بگويي
'کاش اينجا بود'
امامن ديگر به خوابت هم نميايم...
Hesam
برگرد و زمان را غافل گیر کن... من با تک تک این ثانیه ها شرط بسته ام