Hesam
کاش کسی یاد معلم ها می داد : اول مهر شغل پدرها را نپرسند ؛ وقتی هنوز احترام به همهی شغل ها را و افتخار به همهی پدرها را یاد دانش آموزانشان ندادهاند ! حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد ، بماند … .
Hesam
گاهی اوقات ... آدم دلش یک آشپزخانه آرام یک لیوان چای و مادرش را می خواهد.
Hesam
زن یعنی لبخند در هجوم گریه ها آرامش وقت بی قراری های مدام عاشقانه ای هنگام غروب ، وسط میدان جنگ زن یعنی تفسیر جمله ی " دوستت دارم " یعنی خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است یعنی فلسفه ی آفرینش یک آغوش خود ِ زندگی ، احساسِ عریان زن یعنی زن ، مادر ، معصومیت تا بی نهایت ...
Hesam
باران سقوط آزاد را تنها برای این به جان میخرد که در زمین پوشش دهد اشک های یک مرد را
Hesam
یادت ای دوست بخیر ! بهترینم خوبی ؟ خبری نیست ز تو ؟ دل من میخواهد که بدانی بی تو ، دلم اندازه دنیا تنگ است
Hesam
دلتنگی ، تنها نصیب من بود از تمام زیبایی هایت
Hesam
پشت این بغض ، بیدی لرزان نشسته که خیال میکرد با این “یادها” نمیلرزد … .
Hesam
دل شکسته را بند هم که بزنی ، بی فایده است ؛ هر کاری بکنی باز هم غم و غصه از ترک هایش چکه می کند !
Hesam
شیشه های شکسته تعویض می شوند … پل های شکسته ، تعمیر … آدم های شکسته ، فراموش !!! .
Hesam
چشم گذاشتم و تو رفتی ، اما تا همیشه شمردن شرط بازی نبود … .
Hesam
گفت دیوانه وار دوستت دارم ! ولی من چه ساده بودم که نفهمیدم به دیوانه اعتباری نیست …
Hesam
برایم نوشته بود :
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند …
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :
امیدی هست چون خدایی هست … آری و چه زیبا نوشته بود !
همواره با خود تکرار میکنم امیدی هست ؛ چون خدایی هست …
Hesam
یک روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بودند ، در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه : ای خدای من ! راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست !!! ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می خواند : چنان لطف او شامل هر تن است که هر بنده گوید خدای من است چنان کار هرکس به هم ساخته که گویا به غیری نپرداخته .
Hesam
در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود : یکی به دنبال پول یکی به دنبال چهره دلکش یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد یکی به دنبال نان یکی هم به به دنبال اتوبوسی ! اما دریغ ؛ هیچکس دنبال خدا نبود و خدا به دنبال همه …