تورو خدا باز نشر کنید همه ببینن مهمون نوازیا : نقل از پروفایل [!] بوک یکی از کاربران داوطلب حاضر در منطقه زلزله زده : تازه از راه رسیدم و باید دوباره برگردم. فقط حرفی راه گلویم را بسته، می گویم و می روم: دلم می خواهد فریاد بزنم وقتی در یکی از روستاهای کاملا تخریب شده، مرد روستایی به من می گوید بمانید و یک استکان چایی را مهمان ما باشید. هنوز در بدنمان جان داریم که مهمان نوازی کنیم...
تو این شب های آخر #رمضان واسه آمرزش هموطنای آذری #قرآن بخونیم ... #صلوات بفرستیم ... #دعا کنیم ... اونهایی که می تونن خون بدن ... کمک مالی انجام بدن... شاید فردا تو شهر ما ... تو خونه های محکم ما این زلزله بیاد... اون موقع که دیگه نمی تونیم بگیم دولت به خونه های ما نرسید... همون کارایی که دوست داریم واسه خودمون انجام بدن رو امروز انجام بدیم... مطمئنا اگه تو خونَت تو زلزله خراب بشه، اینجا سخنرانی کردن من نه برات سفق میشه... نه تسکین میشه... نه هم دردی

13 سال و 1 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل