مثل اینکه صدای #من و #مامانم پشت #تلفن خیلی #شبیه همههرکی زنگ میزنه و من برمیدارم با #مامانم کار داره بعد از کلی #حرف زدن و اینا تازه من میگم که ببخشید من #دخترشونم بیچاره ها کلی #کپ میکنن
راهنمایی که میرفتم ، یه دوستی داشتم صداش خیلی نازک بود. همیشه وقتی دوستای خواهرش زنگ میزدن خونشون ، این دو ساعت با اونا حرف میزد . صداش شبیه ابجیش بود . انقده بهش حسودیم میشد
#عادت دارم وقتی یکی از #دوستام پیشم داره با #تلفن با #چیز جانش حرف میزنه و بهش #آمار میده که فلان جا هستم و فلان کار رو کردم#آروم میرم دم #گوشش و میگم #دروغ-میگهیه بارم یکی از دوستام #چیز جانش باهاش #قهر کرد دوستمم با #مناصن حقشونه تا اونا باشن که دیگه پیش #من با #چیز جانشون حرف نزنن
#مامانم کلا #آشپزی رو گذاشته به پای من هیچ #رقمه هم کوتاه بیا نیسهی میگه همه چیز رو باید یاد بگیری فردا پسفردا #آبرومون نرهبا این #حالم هی پا میشم میرم یه هم میزنم دوباره میام سرجام
#کوچیک که بودم همیشه دلم میخواست یه چیزی از خودم برای #آیندگان بجا بذارمیه #جوجه ماشینی داشتم که بعد چند روز #مرد و من دلم میخواست #فسیل درست کنم یه گوشه ی #حیاطمون چاله کندم و یه #سنگ-مرمر صاف پیدا کردم و گذاشتم تو #چاله و بعد #جوجه رو قشنگ خوابوندم روش تا مثلا بعدها #فسیل بشهبعد چند #سال من دیگه #یادم رفته بود و #بابام دقیقا همونجا یه #درخت کاشت و الانم اون درخته بزرگ شده ینی #فسیل میشه برای #آیندگان؟
گاه "شیطانِ کپیپیستکننده" که ارسالهای #بلغور َش از شدتِ بیتوجهی رنج و عذاب میکِشند, با چهرهی "فرشتهای خطابزننده" بر ما ظاهر میشوند تا با #روودروایسی و #سادگی وسوسه شویم و بدین گونه مورد الطافِ #لایک و #بازنشر قرار گیرند و همچنان به حیاتِ خویش ادامه دهند / + / شرم کنید ای شرم مکنندگان

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبل