#شخصي که مي خواست #بهلول را #مسخره کند به او گفت: ديروز از دور تو را ديدم که نشسته ا ي، فکر کردم #الاغي است که در کوچه نشسته! #بهلول فوراً جواب داد: #منهم که از دور #تو را ديدم فکر کردم #آدمي به طرف من مي آيد
از اونجايي كه ما تازگيا ني ني دار شديم(دُخمــ.ــل آجيم)...تصميم به اِنتشار عكس هايي از او گرفتم...و شما دوستِ عزيز...خيلي خوش اِقبالي كه تو اين ليست خطابي...بُــرو حالشو ببر...لازم بذكر است؛لُــپــاش مالِ خودمه؛كسي حق نداره دس بزنه و اما...توضيح عكس شماره ي 1:خنده در خواب؛توضيح عكس شماره ي 2:سُرمه كشيدن به چش و چال ني ني؛توضيح عكس شماره ي 3:سرو و ته كردن ني ني جهت زدن عاروق بعد از خوردن شير
مهمان اومده خونمون یه پسر بچه 2ساله داشتن ، بش میگم باباتو بیشتر دوست داری یا مامانتو ؟ صــــــــــــــ ــاف برگشته میگه : مامانتو من>>>>>> بچه 2 ساله>>>>>> یعنی منتظرم دور از چشم پدر و مادرش بگیرمش از جا کمربندی شلوارش آویزونش کنم به دستگیره در ، کره بز
دنبال کسی میگردم که توی #بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش #قدم بزنیم؟ در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشمتوی #تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم خیابون تا هر جا شد #قدم بزنیم؟ در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم... توی #پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای صدای ناله ی برگارو در بیاریم خش خش صدا بدن؟ در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار... توی #زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم #چنارا منتظرن با یه عالمه #برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟ در جوابم بدون مکث بگه : یه #جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه #من یه لنگه #تو.سر اینکه دستای گره شدمون توی جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم
#عزیز بی مناسبت و با مناسبت بهم ده تومنی مدرسی میداد ...بعدها بیستی پنجاهی صدی این آخرا هزار تومنی ... بی چشمداشت ترین کسی که به من لطف داشت عزیز بود ... عزیز تا وقتی زنده بود برام #لقمه میگرفت ... شش سالو شونزده روزه که از سایه ی لطفش خارج شدم
وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین. من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم @نیلوبانو ^_^

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 30 دقيقه قبل