مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
. . دستت بشكنه از زانو! خودت گير عجب آدم خري افتادي! خودم دست دارم جوابشو ميدم!!! تو نه تربیت داری نه خانوادگی ! حرف مفت نزن ، دندوناتو پاره میکنم! از جلوي چشمام خفه شو ، کثافته مرض ! فكر كردي فقط خودت خري؟ كسي با تو زر نزد. صداتو واسه من داد نزن! وقتي با من حرف ميزني دهنتو ببند!!!!
ای کاش می دانستی که بت ها به دروغ دوست داشته می شوند اما نمی توانند دوست بدارند
ای کاش باور می کردی که بت ها شکستنی اند،
ای کاش باورمی کردی که عشق هرگز نمی میرد وخون سرخ زندگی را دررگ های من وتوجاری خواهدساخت...

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 23 دقيقه قبل