اینکه #بازتاب هر کار و حرفی رو از لحاظ #خوشبینانه#بدبینانه و مهمتر #واقع-بینانه پیشبینی میکنم / و در هر موردی سریع #احتمالات ِ خوب , بد , تلخ , تخیلی و ترسناک و غیرهای که ممکنه به هر طریقی رُخ بده رو #تصور میکنم , باعث میشه معمولاً #آمادگی مواجه شدن با هر #واقعهای رو داشته باشم و #سورپرایز یا #شوکه نشم .. . / این بحث آمادگیش که کاملا بُعد مثبتشه فقط سورپرایز نشدنش میتونه بُعد منفیش باشه, اما واسه من که با #ذوق-زدگی اصلاً سازگاری ندارم خدا رو شکر بازم بُعد مثبتشه
سعی میکنم عملاً جور دیگری جبران کنم و نشون بدم ارزش داشته کارش واسم
وگرنه جو گرفتن که تو بهترینی خیلی مهربونی و هی بپَر بپَر و دهان هم از ذوق زدگی زیاد سه متر باز شه که نشون بدم سورپرایز شدم بخصوص مصنوعیش, از پسش برنمیام
نمیدونی سال 86 ترم اول دالشگاه موقع بارش برف سنگین در کل شمال کشور که با مینیبوس باید بری امتحان پایان ترم بدی و امتحان هم ساعت 8 صبح باشه و در حین راه از سقف مینیبوس آب چکه کنه و دقیقا بریزه تو گردنت یعنی چی.
اوف امتحانای ترم پاییز اصن افتضاحه!داریم میریم که هنوز شبه! یا مثلا از اون طرف شب بشه و تو هنوز سر میدون #رمک منتظر مینی بوسی
درسته سختیای خاص خودشو داره ولی خاطرس خب

13 سال و 1 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل