غضنفر با زنش میرن پیك نیك. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه! همین وسط جاده امنتره! زود پتو رو بنداز! زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن میکنه و دو نفری میشینند وسط جاده! بعد از مدتی یه كامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تكان نمیخورن، كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت. غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امنتر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!
غضنفر تو ماشینش داشت رادیو پیام گوش می داد. رادیو میگه: یه نفر داره بزرگراه رو برعکس رانندگی می کنه. غضنفر میگه: آره! یکی دو نفر هم نیستن، همه دارن برعکس می یان!
تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 58 هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه. بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد: از مرز رد شدیم
قزوینیه تو زندون به هم سلولیش میگه: با بچه بودی؟ میگه نه میگه با جوون بودی؟ میگه نه میگه با پیر بودی؟ میگه بابا جرم من سیاسیه قزوینیه میگه: اوووووف با محمود؟؟

13 سال و 1 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبل