تو صف #عابر-بانک که طرح نانوایی
براش #اعمال میشه " یه خانوم یه آقا " نوبت یه خانوم بود ازم کمک خواست ؛ کمکش کردم
گفت : #دمتون درست درد نکنه
ترجمه "دمتون گرم دستتون درد
نکنه "
البته شاید
دیروز داشتم سعی میکردم از جلویی و عقبی تقلب کنم, مراقب اومد هر دو نفر رو بلند کرد, برد یه جای دیگه نِشوند تنها موندم
گفتم یهو ما رو بلند میکردی دیگه !
گفت نه تو جات خوبه
#ایمان جلوتر نشسته بود یهو تا حرفمو شنید, بلند توی کلاس خندید به اون هم یه نگاهی کرد توو نطفه خفه شد
هیچچی دیگه
بعدش دیگه با ادا و اشاره و لبخند های معنی دار با مراقب ارتباط برقرار کردم تا آخرشم نرفت رد کارش
یکی از فانتزیام اینه که تا وقتی سنم به 70 نرسیده ازدواج نکنم...بعد از اون مخ یه دختر جوون رو بزنم و باهاش ازدواج کنم...بعد هر وقت اون یه کار اشتباهی می کنه من دندون مصنوعی مو در بیارم بزنم تو سرشُ بگم:ببین این نشونه تجربه است مشنگ..

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 27 دقيقه قبل