زمونه عوض شده الان شده فصل کسب و کار وقتی از ستادادای انتخاباتی یه چیزی بچاپی پول تو جیبیت در میاد.....برو ستاد مگو رای چیست که عشق و حال و فُلان بِسار است
از موقعی که به #دنیا اومدم با اینکه نزدیک #جنگل هم هستیم و کلی #جانور موذی دور و برمونه من تا #سوسک رو از دو کیلومتری ببینم در میرم امروز دختر چهارساله یکی از #آشناهامون که از #اصفهان اومده بین #علف های حیاطمون گشته یه #سوسک پیدا کرده این هواگرفته دستش داره #ناز میکنه!بعد سوسکه #پرواز کرد حالا داره #گریه میکنه من #سوسکمو میخوام من و خواهرم و داداشم
امروز تو #بوفه ی #مینی-بوس نشستم. #هندزفری گذاشتم تو گوشم #جزوه رو باز کردم و مشغول #خوندن شدم که یهو #بوی نامطبوعی حس کردم و حواسم رفت به سمت #پسربچه ای که پیشم نشسته بود!نامرتب و #شلخته و #لاغر بود. نگاه به بغل دستش کردم و دیدم #مادرش هم همین فرمی بود!یه زن نامرتب و #شلخته و #لاغر و #نحیف که معلوم بود ازین #فقیرایی هستن که تو #چهارراهها اغلب #گدایی میکنن!یه بچه ی #کوچیک هم تو #بغلش خوابیده بود.با دیدن این صحنه کلی #سوال اومد تو #ذهنم...چی شد که اینا به این #روز افتادن؟اینا چطور زندگیشونو میگذرونن؟تقصیر کیه؟ اهل کجا هستن؟ #پدر این بچه ها کجاست؟چرا نمیرن تحت پوشش #کمیته که وضعشون #بهتر بشه؟ #آینده ی این بچه های طفل معصوم چی میشه؟اینا به چی #فکر میکنن؟ اصن این آدما جاشون کجای این #دنیاس؟...اینقدر تو ذهنم ازین سوالای عجیب و غریب مرور میشد که اصلا #زمان یادم رفت...یهو به خودم اومدم دیدم رسیدم #مقصد و دریغ از خوندن یه #کلمه!!

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبل