تو خونه نشسته بودم که یهو #تلفن زنگ خورد. گوشی را برداشتم یه نفر پشت گوشی گفت:الو #معصومه تویی؟ گفتم:نخیر #اشتباه گرفتید دوباره زنگ زد گفت :معصومه تویی؟ گفتم :نخیر اشتباه گرفتید این وضعیت تا نیم ساعت ادامه داشت تا اعصابم خرد شد گفتم بابا تو گوشی رو بردار بابام با عصبانیت گوشی را بر داشت داد زد بفرمایید؟ یارو میگه احمد تویی؟ چرا معصومه این طوری میکنه؟
به قول یکی #عید به #عیدی گرفتنشهتو خانواده ی ما رسمه هرچی #بزرگتر میشیم #عیدی بیشتری میدن تا وقتی که ازدواج کنیمخصوصا اگه #دانشجو باشی دیگه نور علی نورهبه بهانه ی #دانشجو بودن و زیاد بودن خرجمون #دوبرابر بچه مدرسه ایا میدن اصن فکر کنم یکی از دلایل بالا رفتن سن #ازدواج تو فامیلامون همین #عیدی باشه هرکسی هم که میخواد #ازدواج کنه میذاره واسه بعد از #عید که مشمول عیدی گرفتن بشهمن که عاشق #خانوادم هستم
#خدای مهربانی های بی بهانه... همیشه جایی در حوالی #دلتنگی های من #جاری میشوی... جاری میشوی در #ابریِ چشمانم... و می باری آنقدر تا #زلال شوم... میباری آنقدر که #آسمانی شود هوای #دلم... آنقدر که با همه #روحم حس کنم... داشتنِ #تــــو می ارزد به همه نداشتن های #دنیا ...
با شنیدن بعضی #آهنگا حس غریبی به آدم دس میده...مث همین آهنگی که مامانم تو آشپز خونه حین کارش داره گوش میده...میرن آدما ازونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه.....

13 سال و 1 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبل