نیلوبانو ^_^
نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم .. چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..
نیلوبانو ^_^
امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد... یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را.... تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!
نیلوبانو ^_^
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی.. چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی ........
نیلوبانو ^_^
آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند. از آدم های یک ساعت دیگر میترسم! چون درگیر هزاران ثانیه اند… ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند ...
نیلوبانو ^_^
چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است .......
نیلوبانو ^_^
توسط پیامک
موقعیت من:قدم زنون... کنار دریا...غروب آفتاب...یه آهنگ آروم...ولی تنها...

13 سال و 1 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 28 دقيقه قبل