حورا سپهر
تلطیف فضای سیاسی ام آرزوست..!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد. مرد به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند و او را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود. پیرمرد در فکر فرو رفت. سپس بلند شد و لنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت: “که عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست” پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند. برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیرمرد گفت: “زنم در خانه سالمندان است. من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!” پرستاری به او گفت: “شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم. که امروز دیرتر میرسید.” پیرمرد جواب داد: “متاسفم. او بیماری فراموشی دارد و متوجه چیزی نخواهد شد و حتی مرا هم نمیشناسد.” پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید در حالی که شما را نمیشناسد؟ “پیرمرد با صدای غمگین و آرام گفت: “اما من که او را می شناسم.”
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست. چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…
سرباز
آقا درد دل زیاده ؛ از کجا برایت بگویم ؟ دیگه بسه این جدایی ؛ کی میشه آقا بیایی..با نوای دل میخونم ؛ مهدی زهرا کجایی . . .
negar tehrani
اونی که دوسش نداری اصرار پشت اصرار اونی که دوس داری انگار نه انگار....
سرباز
خدایا می دانی دنیا خیلی شلوغ است؟ میدانی من خیلی کوچکم؟ می شود مثل همان مورچه ای که تا روزی اش تمام نشود زیر پا نمی رود مراقبم باشی؟ خدایا مهمانت را که به یأس از درت نمیرانی میرانی؟ خدایا درهای آسمان مرحمتت دارد بسته می شود.خدا کند که آمرزیده باشی ام
mahdieh
خیلی دوست دارم یکی ازاستادام رو درحال خنده تو خیابون ببینم،برم پیشش بگم چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!
F@RNo0o0o$H
من هنوز هم از بازی کلاغ پر میترسم!!!....میترسم بگویم تو....و آرام بگویی پر..
Surrealist
وقتی کسی برای نداشته هایت بهانه می گیرد بهتر است او را هم نداشته باشی ، گاهی نداشتن از داشتن بهتر است ...
✔ عـلـ[بابا]ــی
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که ... نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن ... !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من آمدم با دست پر ...........
آقا وحید --- >>


15 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبلعلی آقا --- >>
فروهر گرامی --- >>
سلام شب شمام بخیر
15 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبلسلام بر ژنرال عزیز و سلحشور..!!
15 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبلسلام فهميم خانم!
15 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 46 دقيقه قبلنرگس جان -- >>



15 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبلحورا جان --- >>
دکتر جواد --- >>