حورا سپهر
میگویند از تو ننویسم؛در خون من گردهمایی لبخندهای تو برپاست..این را چه کسی میتواند بفهمد..؟
حورا سپهر
هر روز دلش بیشتر شور میزند...دریاچه ی ارومیه!
حورا سپهر
فقط با دوست میتوان قهر کرد؛غریبه ها ناز ما را نمیکشند..
حورا سپهر
آفتاب که میتابد،پرنده که میخواند و نسیم که میوزد با خود میگویم حتما حال تو خوب است که جهان این همه زیباست..
حورا سپهر
کوتاهترین فاصله بین یک مشکل و راه حل آن فاصله بین زانوهایت تا زمین است؛کسی که در مقابل خداوند زانو بزند در مقابل هر مشکلی خواهد ایستاد!
حورا سپهر
گر من به شوق دیدنت از خویش میروم/از خویش میروم که تو با خود بیاری ام..
حورا سپهر
تو همیشه دیر می کنی،من همیشه زود میرسم...من همیشه در نبود میرسم..!
حورا سپهر
چه کسی بود صدا زد حورا...؟!
حورا سپهر
چون قضا آید طبیب ابله شود..
حورا سپهر
تو مپندار که خاموشی من؛هست برهان فراموشی من..
حورا سپهر
جاودان و استوار باشی ایران من..