ابوبکر در رد فدک برای زهرا نامه نوشت. زهرا درحالی که نوشته را در دست داشت، عمر در راه به او رسید، گفت: دختر محمد! این نوشته چیست؟ حضرت فرمود: این نوشته ای است که ابوبکر در رد فدک برایم نوشته است. عمر گفت: بده به من. زهرا(س) حاضر نشد نوشته را به او بدهد. در این هنگام عمر لگدی به زهرا(ع) که فرزند پسری به نام محسن در شکم داشت، کوبید. در اثر این ضربه زهرا (س) محسن را سقط کرد. سپس عمر او را سیلی زد. گویی اکنون به گوشواره های گوشش می نگرم که در اثر آن سیلی شکست. سپس نوشته را برداشت و پاره کرد. زهرا به خانه رفت و نود و پنج روز بر اثر آن ضربت مریض بود تا شهید شد.
بسم الله الرحمن الرحیم ...إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ... وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿زلزال 1و 2 ﴾ آنگاه كه زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود (۱) و زمین بارهاى سنگین خود را برون افكند (۲)
ننه علی هم رفت .. ننه علی پیر زن عاشقی که محبت مادری را درزمان ما معنا کرد.سالها در خانه محقر خود سر برزانوهای فرزند شهیدش گذاشت وخوابید وروز رو با تکیه بر عصای پیریش آغاز کرد .... ننه علی فقط خدا میدونه این همه سال تواون کلبه محقرت کنار سنگ مزار پسر شهیدت چی گفتی وچی شنیدی . تو از اولشم دل به این دنیا نداشتی ولی اونهایی که همون کلبه محقرت اذیتشون میکرد بزودی خونتو جمع میکنن تا دنیاشون زیباتر بشه.... برو ننه علی این دنیا جای تو نیست .از اولشم تو مال این دنیا نبودی .این چند صباح رو هم برای امتحان ماها موندی که ماهم مثل همیشه مردود شدیم. ننه علی برو و این دنیای دون رو که نتونست شکارت کنه رو به شکم گنده های دنیا پرست بسپار.... برو که پسرت منتظره . سلام مارو هم به شهدا برسون .سلام مارو به مادر سادات برسون .سلام ماروبه ائمه برسون . برو ننه علی برو که لقای پروردگار منتظر وصال روح پاکته . حیف که کاندیداهای ما مشغول تبلیغات انتخاباتیشون هستندوگرلطفا عکسا رو نگاه کنید تعداد 12 تاست که فکر نمیکنم وقت چندانی بگیره