امیرحسیــن :-)
الـــلّـــه اڪبر بــــرادر ... چقدر براے پرڪشیدטּ به آسماטּ عجلہ داشتے ڪہ پاهایتــــ را جـا ڪَذاشتے ... !!!
امیرحسیــن :-)
خواهری داد میزد گریه میکرد می گفت: میخواهم صورت برادرم را ببوسم اجازه نمی دادند یکی می گفت: خواهرش است. مگر چه اشکالی دارد؟! بگذارید برادرش را ببوسد گفتند: شما اصرار نکنید؛ نمیشود ... این شهید سر ندارد.
امیرحسیــن :-)
آدم ها چه راحت؛ با جابه جایی یک نقطه؛ از خدا، جدا می شوند ...!
امیرحسیــن :-)
سلام آقای من...سلام مولای من... این جمعه هم آمد و رفت و تو نیامدی... این جمعه هم آمد و رفت و دنیا بی بهره از حضورتان... این جمعه هم آمد و رفت و ما دنیا را برای آمدنت آماده نکردیم... این جمعه هم آمد و رفت و من خودم را آماده نکردم... جهت تعجیل در فرج یوسف زهرا(عج) صلوات
امیرحسیــن :-)
خدای خوبم توی این شب تاریك با یه حس دوستداشتنی به اندازه یه بغض تنگه تنگ كه شكستنش نزدیكه و به تعداد قطرات اشك روی گونه م منو ببخش... خدای خوبم شكرت كه نشانم دادی چگونه پیدا كنم عصای رفتنم را آن هنگام كه در نابینایی خویش گم بودم شكرت مهربونم هق هق گریه هام تمومی نداره وقتی به مهربونیات فك میكنم ولی عوضش دلم زلال میشه وقتی حس میكنم به حرفام گوش میدی معبود من دوستت دارم بیشتر از همیشه و هر روز می بوسمت بهترینم
امیرحسیــن :-)
گناهان یک روز شهید 16ساله
امیرحسیــن :-)
گر حکم کنی برای ایران و اسلام ... به هر که رای داده پس میگیریم ...از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن