امیرحسیــن :-)
گوش كن ميشوني......... گوش كن مي شنوي كاروان در راه است انگار كسي با تندي مي رود سوي سراي موعود وعده داده بودند مي رود تا كه شود احياگر نام او در تاريخ كه شود كشته ي عظماي جهان گوش كن مي شنوي صحبت غم باري مي كند خواهري سوخته دل از ته دل با برادر سخني كه برادر انگار سفري در پيش است انگار مرا آوردي بدرقه تا كه روي بر سفري كه برادر انگار زمين ، با ناله ، سخني مي گويد كه برادر انگار سخن از تشنگي مفرط رود سخن از ماه به روي نيزه سخن از ناله ي جانسوز گلي سخن از گريه جانكاه گلي نشكفته سخن از هلهله ي نامردان سخن از ريزش تيرو نيزه سخن از كينه ديرينه آن نامردان سخن از حنجر خونين گويد كه برادر انگار توهم مي شنوي نه،توخود مي داني،آگاهي ...
امیرحسیــن :-)
امشب اين دل را هوايي ديگر است سوز وآهي؛غم نوايي ديگر است باز هم دم از محرم مي زند باز با ماتم هم آوايي کند گوئيا بغض محرم کرده است حسرت يک جرعه ماتم برده است...
امیرحسیــن :-)
قربون پرچمای مشکیت برم آقا.قربون لب تشنت برم.قربون دل خواهرت برم.قربون قدمای عزادارات برم.نمیدونی چه کیفی میکنم وقتی ازخانمایی که دارن میرن میشنوم """اجرت با سیدالشهدا""" من دیگه چی بخوام؟؟؟؟؟؟؟همین توی روضه ی تو یه کارکوچولو انجام بدم از سرمم زیادیه. مرسی بابت همه چی
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
همدیگر را فراموش نکنیم،شاید سالها بعد در گذر جاده ها به تفاوت از کنار همدیگر بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.