@امیرحسیــن :-) این روزها پوستم کمی نازکتر شده . این روزها طاقتم کمی بی حوصله تر شده. این روزها انتظارم کمی بی صبرتر شده این روزها شبهایم کمی بی ماه تر شده . این روزها دست هایم کمی خالی تر شده . این روزها وجودم پر از تَرک شده…. تلنگر نزن ، می شکن
ساعـت
بـه افـق // تـو // نـمی دانـم
چنـد است
و تاریـخ اگـر بخواهـی
بـه گـمانم // مُـحرمَت // در راه باشـد
و
حالـا دیـگر بـرایـم
مهـم است
کــه
اگـر از دنیـا چنـد روزی مانـده باشـد!؟
مُحـرم، قطــب ِ داغِ عاشـقانــه ـهاست
یـک // ماه //
شــور و طلـوع،
مابـقـی
را خـامـوشیـم ...
مـن قبل از پـایان ِ دنیـا دوباره و چـندباره // تـو // را آرزو میکـنم ...
حرف ِ مـن ::
دل ِ مـن تنگ ِ خـیلی
یـعنی برای // کـربلا //
[مـن] زیادیَم ...؟
والا من نمیدونم اینا فکر ندارن ؟! خو به هرحال عقل سلیم اینو میپذیره که این دنیا یه خدای عادلی داره ! و اون خدای عادل برای برقراری عدالت یه سری واسطه ی انسانی داره ... واقعا اینا مادرشون معلوم نیس شبا کجا میرن که بچه هاشون حروم زاده میشن