امیرحسیــن :-)
امر امر اقاست.......هر چی فرمانده گوید...
امیرحسیــن :-)
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم،وقتی پیداش کردیم دنبال عیبهاش میگردیم وقتی ازدستش دادیم دنبال خاطره هاش میگردیم...وبازتنهاییم...
امیرحسیــن :-)
ب سلامتی کسی ک جسارت عاشقانه از دست دادن رو داره ن حقارت ب هر قیمتی نگه داشتن..پس تا خیلی حقیر نشدی رهاش کن
امیرحسیــن :-)
اشتباهم این بود:ک با اولین دیدنت "دلم"حکم کرد
امیرحسیــن :-)
اشتباهم این بود:ک با اولین دیدنت "دلم"حکم کرد
امیرحسیــن :-)
ازقلبم پرسيدم :فرق عشق ودوستي چيه،قلبم جواب داد:کارمن تامين خون بدنه سوالاي چرت وپرت ازمن نپرس!
امیرحسیــن :-)
ایستادن اجبار کوه بود ،رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدیر برگ و صبر پاداش آدمی !
پس بی هیچ چشم داشتی محبت کنیم که همه ما فقط خاطره ایم
امیرحسیــن :-)
سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد،تنديسي زيبا نخواهد بود... از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته ي تنديس است.
امیرحسیــن :-)
دل تنگم هنوزآزرده حال است،سکوت قلب من چه بيقراراست،طنين عشق آواي زمين است،محبت کم شده دنياهمين است.
امیرحسیــن :-)
گنجشک میخندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم (( من میگریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد ))
امیرحسیــن :-)
اوكه مي رودنميفهمداوكه بدرقه ميكندخوب ميداندكاسه آب معجزه نميكند.
امیرحسیــن :-)
درددلهايت را به كسي نگو ! چون ياد ميگيرندكه چگونه دلت را به درد آورند
امیرحسیــن :-)
بگذارکه شیطنت عشق چشمان تورا برعریانی خویش بگشاید هرچندچیزی که میماند جزرنج وپریشانی نباشد اماهرگز کوری رابخاطرآرامش تحمل مکن
امیرحسیــن :-)
کودکى انديشيد که خدا چه مى خورد، چه مى پوشد و در کجا منزل دارد؟ ندایی آمد که: او غم بندگانش را ميخورد، گناهانشان را مى پوشاند و در قلب شکسته آنان ساکن است...
امیرحسیــن :-)
يك نفرهمره باد،آن يكي همسفرشعروشميم،يك نفرخسته ازاين دغدغه ها،ان يكي منتظر بوي نسيم،همه هستيم دراين شهرشلوغ،اين كفايت،كه همه يادهميم