برادر شهیدم شرمنده ایم بعد از تو دیگر شهرمان بوی خدا نمیدهد ، خیابانها را به نامت کردیم ولی آنقدر پر شدهاند از دختران بزک کرده و پسران بیحیا ، که چشمهایمان فقط باسنگ فرش پیادهروها رفاقت کرده راستی یادت هست در وصیتنامهات نوشتی مجالس روضه را ترک نکنید ، چند شب پیش جلسه روضه گرفتیم، شرمندهام . . . همسایهها زنگ زدند پلیس، ولی چند کوچه پایینتر صدای ساز و آواز مهمانی مختلط از صدای اذان مسجد بیشتر در محل پیچیده بود ، آخر میگویند که جوانند بگذارید جوانی کنند برادرم دیگر همه چیز فرق کرده ، پرچمهای یاحسین(ع) برروی خانهها را جمع کردیم و به جایش دیش ماهواره گذاشتیم ، آخر هر روز شبکههای فارسی زبان جدیدی روی آنتن میآید مبادا از دستمان برود خوشابحال شما که با شهادت رفتید ولی سلام ما را هم به امام امت برسان و بگو که هنوز هستند کسانی که خون غیرت در رگهایشان نمرده و عَلَم نهضت را زمین نگذاشتند نسل سومی ها
مطلبی که روز چهارشنبه مورخ 1/8/1392 «با عنوان امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» در روزنامه «بهار» منتشر شد، همانگونه که سرکلیشه آن (یادداشت) تایید میکند، از نوع یادداشتهایی است که لزوما دیدگاه و موضع روزنامه را بیان نمیکند، هرچند انتشار آن از مسئولیت روزنامه نمیکاهد.
این یادداشت که در ساعات پایانی کار تحریریه به دست رسید و در شتاب کار با اهمال و عدم دقت کافی منتشر شد، به قصد و نیت تجلیل و تکریم عید غدیر صورت گرفت، درباره عظمت و مرتبت واقعهای که به قول همین نویسنده، علیاصغر غروی، «جزء اخیر علت تامه دین اسلام است» و درباره امامت امامی که «چون تمامی کلمات خالق را در خود محقق و صفات جمال او را در خود متجلی ساخته، به امامت امت، نایل شده است، [که] نه فقط در حیاتش و نه تنها برای پنج سال، که تا قیام قیامت و برای همه دورانها و برای همه انسانها و این همان زعامت کبراست.»
در این یادداشت نویسنده به موضوعاتی اشاره داشته است که شبهاتی را پیش میآورد که برای رفع آن باید این یادداشت با اعمال اصلاحات یا توضیحات مفصلتر و مشروحتری همراه میگشت تا شبهات آن برطرف یا روشن می گشت.
تمایزگذاری نویسنده میان وِلایت با وَلایت، میان رهبری با دوستی، میان زعامت با محبت، میان سیاست و ایمان، میان امامت و خلافت، میان نصب و انتخاب از جمله این شبهاتی است که نویسنده به خوبی نتوانسته آنها را توضیح دهد و بر آن فائق آید و مستند و نادلبخواهانه آنها را تبیین کند.
همچنین واژههای به کار رفته در این یادداشت بسیط و نادقیقاند، از جمله معنای خلافت، امامت، قدرت و... این نکات اگرچه تفسیر و دیدگاه نویسنده را بروندینی و برونشیعی نمیسازد، زیرا تفسیرها و برداشتهای اختلافی درونشیعی و در حوزه تفکر شیعی از چنین نگرشهایی آکنده و تباردار است، به دیدگاهی نزدیک میکند که میان سیاست و دیانت تمایز قائل میشود و از آن موضع اعتقادات شیعی را تفسیر میکند.
در این دیدگاه، امر تاریخی و ترتّب رخدادهای واقعی به گونهای خاص تلقی میشود که گویی امر تاریخی و سلسله حوادث پس از رحلت رسول اکرم (ص) از حقیقت تاریخی هم برخوردار بودهاند.
این شبهات و دیدگاه اگرچه شایسته است که در رسانهها مطرح و بحث و نظر جدی و محققانه را موجب شود، اما چون میتواند به این تصور بینجامد که نویسنده این «یادداشت» موضع روزنامه و هیات