امیرحسیــن :-)
کم حرف می زد. سه تا پسرش شهید شده بودند. ازش پرسیدم «چند سالته، مادر جان؟» گفت: «هزار سال.» خندیدم. گفت: «شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بم سخت گذشته.»
امیرحسیــن :-)
پنجره ی دلت را باز کن ....خوشبختی همین دور و براست...
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
جلوجلو( \\\' ; \\\' )می بوسمت
(\\\'; \\\' ) یکی این ور
( \\\' ;\\\') یکی اون ور عیدتون مبارک.سال خوبی داشته باشید
امیرحسیــن :-)
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چندشم می شود از لک انگشت دروغ آن که میگفت که احساس مرا میفهمد… کو کجا رفت؟که احساس مرا خوب فروخت!!!
امیرحسیــن :-)
می شد نوشت به روی ضریح جدید تو یک سنگ قبر هم ندارد حسن ع حسین جان ....
امیرحسیــن :-)
خیلیـــــــــــــــــــــــــــ یادتون کردم ...... مخصوصا تو تل زینبیه .... ایشالله هر کی دوس داره زود تر بره .....