امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
کاش اس ام اس میدادیم به دنبالر ...جوابمون میداد.......تازه میفهمم تنهایی یعنی چی.......
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
شب خوابیدی تو تختت،غلت میخوری،بعد گوشیت بر میداری مینویسی،خوابم نمیبره،بغض میکنی،میبینی هیچ کس نداری که واسش اینو بفرستی...تنهایی خیلی سخته
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
ماه رمضان میرود ویار نیامد/
آن مه عاشق کش دلدارنیامد/
صدروزدگر مانده که باناله بگوئیم/
ای اهل حرم میروعلمدار نیامد.
\\"التماس دعا\\"
امیرحسیــن :-)
یک عمره با غمت درگیرم تو بگو میمرم یه روزی توی بین الحرمین آقا با ذکر تو نفس میگیرم تو بگو میمیرم میون روضه های شاه کربلا این آثار نگاهی از یاره دلم با شیش گوشه دیوار به دیواره آقامه حسین(ع) آقامه.....حسین(ع) آقامه
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
در جوار حرم آقا علی بن موسی الرضا دعاگوی شما هستم...التماس دعا
امیرحسیــن :-)
هنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
امیرحسیــن :-)
جدى نمی گرفت .. بسم رب الشهدا و الصدیقین محمد دو چیز را هرگز جدی نمی گرفت . یکی دنیا و یکی خستگی را . شوق دیدار بین او و خستگی فرسنگها فاصله انداخته بود . ساعت 2 نیمه شب در منطقه عملیاتی فاو زیر آتش سنگین دشمن مرتب درخواست مهمات می شد . داخل سنگر شدم . محمد با چشمان خون گرفته داشت بند پوتین هایش را باز می کرد . گفتم در نیار مهمات ببر خط . در یک چشم به هم زدن دوباره آن ها را محکم کرد و رفت . یکی از بچه ها گفت : کجا فرستادیش ؟ خبر داشتی 3 شبانه روزه که نخوابیده ؟ فردا صبحش از راه رسید . مهمات را به موقع رسانده بود و در پوست خود نمی گنجید . شهید محمد نصرالهی در عملیات والفجر 8 ، در منطقه فاو شیرینی شهادت را چشید . محل دفن : گلزار شهدای کرمان
امیرحسیــن :-)
فقط قطرات بارانی که خدا میفرستد لیاقت شستن مزار تو را دارند...