دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
emam reza.jpg امیرحسیــن :-)

اسلام علیک یا علی ابن موسی الرضا یا امام رضا بطلبم که بدجور دلتنگتم

امیرحسیــن  :-)
004094[1]1.jpg امیرحسیــن :-)

- انگار از آسمان آتش می بارید.به شهید غلامی گقتم: «گروه را مرخص کنیم تا اوایل پاییز که هوا خنک تر می شود، برگردیم» گفت: «بگو عاشق نیستیم.» گفتم:«علی آقا!هوا خیلی گرم است.نمی شود تکان خورد.» گفت: «وقتی هواگرم است و تو می سوزی، مادر شهیدی که فرزندش در این بیایان افتاده است،دلش می شکند و می گوید:خدایا بچه ام در این گرما کجا افتاده است؟ همین دل شکستگی به تو کمک می کند تا به شهید برسی.» نتوانستم حرف دیگری بزنم. گوشی را گذاشتم،برگشتم و گفتم:«بچه ها،اگر از گرما بی جان هم شویم،باید جستجو را ادامه دهیم.» پس از نماز ظهر کار را شروع کردیم.تا ساعت نه صبح هر چه آب داشتیم،تمام شد.بالای ارتفاع 175شرهانی،چشم هایمان از گرما دیگر جایی درا نمی دید. به التماس نالیدیم: خدایا تورا به دل شکسته ی مادران شهید... در کف شیار چیزی برق زد پلاک بود...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری،اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته،فراموش نکنی

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

اگه وجود خدا باورت بشه
خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و\\" یاورت \\"میشه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

يه پدري , یه روبات دروغ سنج میخره که با شنیدن دروغ سیلی میزده تو گوش دروغگوتصمیم میگیره سر شام امتحانش کنه . پدر: پسرم، امروز صبح کجا بودی؟ پسر: مدرسه بودم روبات یه سیلی میزنه تو گوش پسره . پسر: دروغ گفتم، رفته بودم سینما پدر: کدوم فیلم ؟ پسر: داستان عروسکها روبات یه سیلی دیگه میزنه تو گوش پسره پسر: یه فیلم عاشقی بود پدر: چی ؟ من وقتی همسن تو بودم نمی دونستم عشق چیه روبات یه سیلی میزنه تو گوش پدره ...مادر: ببخشش عزیزم،هرچي باشه اون پسرته روبات یه سیلی میزنه تو گوش مادره...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

راسم خاکسپاری مادر مرحومه ی مجید صالحی ساعت ده صبح دیروز (سه شنبه سوم مرداد) در بهشت زهرا انجام گرفت و در قطعه ۳۶ به خاک سپرده شد. مراسم ختم نیز جمعه این هفته از ساعت ۲ الی ۳:۳۰ ظهر در مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهد شد. با امیر غفارمنش – مجید یاسر – [...] همین الان فهمیدم....فقط میخواستم بگم میدونین؟

امیرحسیــن  :-)
20120107172955104_27.gif امیرحسیــن :-)

خوب شد شما شهيد شديد...#دیدگاه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مکان: حاشیه بزگراه ارتش.زیر پل عابر پیاده. زمان: دقایقی بعد از اذان مغرب. سوژه: یکی که بلافاصله بعد از اذان مغرب کنار اتوبان کفش هاشو درآورد و همونجا وری زمین شروع به نماز خوندن کرد. بین خودمون بمونه.من برای نماز صبح ۵ دقیقه قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شم. یا علی

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مــــادر .... به بهشت نمی روم ؛ اگر مادرم آنجا نباشد ! .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

پرواز کن آنگونه که میخواهی وگرنه پروازت میدهند آنگونه که میخواهند

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اگه المپیک تو ایران بود!!!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یادمه حدوداً 4یا 5 سال پیش یه اتفاقی می خواست برای من بیفته ... یعنی این طور بگم که خیلی وحشتناک بود ... الان هم با یاد آوریش تنم میلرزه ... اشک تو چشام حلقه زده ... درسته الان خیلی انسان بدی هستم ولی دوست داشتم باهاتون حرف بزنم در مورد گذشته ... وقتی تو یه لحظه یکی اومد تو دلم و بهم گفت صدا کن حضرت ابوالفضل (ع) رو ... از نای دلم و وجودم . صداش کردم گفتم که یا حضرت ابوالفضل (ع) خودت بهم کمک کن و آبرویه من و نریز .. انگار مثله آب روی آتیش بود ... فقط با یه صدا . فقط با یه ذکرش . فقط با بردن اسمش . چنان نگاهی تو همون لحظه بهم کرد که همه چی درست شد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
kodak16emroozi.jpg امیرحسیــن :-)

خدایم ! من و به خودم وا مگذار ... مهربونم ! در سختی و دشواریهای زندگی کمک کن تا بی باک و شجاع باشم ..

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بوی تنهایی...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تو از تبار ما نيستي آقا! از تبار بوسه اي پنهاني! از تبار عشقي مجاني... از تبار تاجي قلابي! تو از ديار ما نيستي مولا! از ديار آن منجي كذائي... از ديار اين دين سياسي ... از ديار مدعوين گرامي! بمان ... نيا! كسي اينجا منتظر تو نيست ... اينجا... درهاي زندان... همچنان باز است!