امیرحسیــن :-)
اسلام علیک یا علی ابن موسی الرضا یا امام رضا بطلبم که بدجور دلتنگتم
امیرحسیــن :-)
- انگار از آسمان آتش می بارید.به شهید غلامی گقتم: «گروه را مرخص کنیم تا اوایل پاییز که هوا خنک تر می شود، برگردیم» گفت: «بگو عاشق نیستیم.» گفتم:«علی آقا!هوا خیلی گرم است.نمی شود تکان خورد.» گفت: «وقتی هواگرم است و تو می سوزی، مادر شهیدی که فرزندش در این بیایان افتاده است،دلش می شکند و می گوید:خدایا بچه ام در این گرما کجا افتاده است؟ همین دل شکستگی به تو کمک می کند تا به شهید برسی.» نتوانستم حرف دیگری بزنم. گوشی را گذاشتم،برگشتم و گفتم:«بچه ها،اگر از گرما بی جان هم شویم،باید جستجو را ادامه دهیم.» پس از نماز ظهر کار را شروع کردیم.تا ساعت نه صبح هر چه آب داشتیم،تمام شد.بالای ارتفاع 175شرهانی،چشم هایمان از گرما دیگر جایی درا نمی دید. به التماس نالیدیم: خدایا تورا به دل شکسته ی مادران شهید... در کف شیار چیزی برق زد پلاک بود...
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری،اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته،فراموش نکنی
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
اگه وجود خدا باورت بشه
خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و\\" یاورت \\"میشه
امیرحسیــن :-)
راسم خاکسپاری مادر مرحومه ی مجید صالحی ساعت ده صبح دیروز (سه شنبه سوم مرداد) در بهشت زهرا انجام گرفت و در قطعه ۳۶ به خاک سپرده شد. مراسم ختم نیز جمعه این هفته از ساعت ۲ الی ۳:۳۰ ظهر در مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهد شد. با امیر غفارمنش – مجید یاسر – [...] همین الان فهمیدم....فقط میخواستم بگم میدونین؟
امیرحسیــن :-)
خوب شد شما شهيد شديد...#دیدگاه
امیرحسیــن :-)
مکان: حاشیه بزگراه ارتش.زیر پل عابر پیاده. زمان: دقایقی بعد از اذان مغرب. سوژه: یکی که بلافاصله بعد از اذان مغرب کنار اتوبان کفش هاشو درآورد و همونجا وری زمین شروع به نماز خوندن کرد. بین خودمون بمونه.من برای نماز صبح ۵ دقیقه قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شم. یا علی
امیرحسیــن :-)
مــــادر ....
به بهشت نمی روم ؛
اگر مادرم آنجا نباشد ! .
امیرحسیــن :-)
پرواز کن آنگونه که میخواهی وگرنه پروازت میدهند آنگونه که میخواهند
امیرحسیــن :-)
خدایم ! من و به خودم وا مگذار ... مهربونم ! در سختی و دشواریهای زندگی کمک کن تا بی باک و شجاع باشم ..
امیرحسیــن :-)
تو از تبار ما نيستي آقا! از تبار بوسه اي پنهاني! از تبار عشقي مجاني... از تبار تاجي قلابي! تو از ديار ما نيستي مولا! از ديار آن منجي كذائي... از ديار اين دين سياسي ... از ديار مدعوين گرامي! بمان ... نيا! كسي اينجا منتظر تو نيست ... اينجا... درهاي زندان... همچنان باز است!