امیرحسیــن :-)
تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری،درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری...
امیرحسیــن :-)
((لبخند بزن! بدون انتظار پاسخى از دنيا، بدان دنيا روزى آنقدر شرمنده ميشود كه به جاى پاسخ لبخند، باتمام سازهايت مى رقصد!))
امیرحسیــن :-)
دلمان کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه…
امیرحسیــن :-)
. انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه ! این جورابو که در میاری راحت میشی
امیرحسیــن :-)
یک بار از جبهه آمده بودم و عصر در خانه آقا خدمت ایشان رسیدم و گزارش عملیاتها را دادم. نماز مغرب و عشا را پشت سر ایشان خواندیم و فرمودند: «آقارحیم! برای شام میمانی یا میروی؟» گفتم: «شام علما برکت دارد. اگر اجازه بدهید میمانم». آقا فرمودند: «از بیرون برایت شام بگیریم یا هر چه در خانه هست میخوری؟» گفتم: «آقا! هر چه در خانه هست میخورم». شام رئیسجمهور یک املت ساده بود.
امیرحسیــن :-)
نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفتم؛یک صحرا گذشته است...
امیرحسیــن :-)
دنبال ی شرکت حمل ونقل معتبرمیگردم که مرده شوراوقات فراغتمو ببره
امیرحسیــن :-)
دوباره دلتنگت شدم با اینکه تازه دیدمت / قرارمون امشب تو خواب، یادت نره می بینمت
امیرحسیــن :-)
گفت از حادثه اي لبريزم ؛من پراز فريادم.دردرونم غوغاست
گفتم اين حال تورا ميفهمم دستشويي انجاست!