دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آآآآآآآآآیا میدانید این دنبالر چه ترافیکی میخورد ؟؟؟؟ماهی 2گیگ ترافیک من 1.99گیگ بابت دنبالر مبرود

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تا صفحه دنبالر باز شه من اینجوری شدم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هرکی عکسِ من تو آنلاینا کنارِ عکسش باشه خیلی خخوش شانسهخوش به حالش

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بین ! ! ! ! ! ... ! اصلا آخرشی! که نداشته باشی!!! " " نمی ارزی همین....!!!......

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اِلتِمــــــــاس مــــــالِ دیـــــــروز بــــود مـــــــالِ وَقتـــــــی بـــود ڪــــﮧ ســـــــاده بودم اِمــــــــروز میــــــخــــوای بـــِــری ؟؟؟ هیــــــــــــــس !!! فَقَطــ

امیرحسیــن  :-)
16 (1).jpg امیرحسیــن :-)

ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم.....

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

از این فکرای آشفته از این حالی که من دارم... از این لبخند مصنوعی که میسوزونه بیزارم.....

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خدایا دلم برای آغوشت خیلی تنگ است... ... تو را برای خودش کنار گذاشته بود، آغوشش را باز کرد و گفت: ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ... ...................................................

امیرحسیــن  :-)
beinolharamein%2011.jpg امیرحسیــن :-)

آماده می شوم که فراهم کنی مرا خرج عزای ماه محرم کنی مرا آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده تا در صفوف نوحه منظم کنی مرا فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است " اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا آنقدر در طواف سرت گریه می کنم تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا اصلا بعید نیست که در روضه خودت همسایه رسول مکرم کنی مرا روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت می خواستی شهید محرم کنی مرا

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بعضـــی حــرفـــــارو نمیشـــــه گفتــــــــ بـــایــــــد خـــــورد! ولــــی بعضـــی حـرفــــــا رو نــه میشــه گفتــــــ ، نــه میشــه خـورد میمـــونــــه ســــــر دل میشــــــــه دلتنگـــــــی ... میشــــــــه بغـــــــــــض ... میشــــــــه سکـوتــــــــ ... میشــــــــه همـــــون وقتــی کــــه خــودتـــــم نمـیدونــی چـــــه مـرگتـــــه

امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

دستم شكسته بود اومدم بیمارستان و گچ گرفتمش گفتند: حسين خرازى رو آوردند بيمارستان تا رفتم عيادتش ، از تخت اومد پائين بغلم كرد و گفت: دستت چى شده؟ گفتم: هيچى حاج آقا! يه تركش كوچيك خورده و شكسته خنديد و گفت: چه خوب! دست من يه تركش بزرگ خورده و قطع شده... خاطره ای از زندگی سردار شهید حاج حسین خرازی

امیرحسیــن  :-)
Sh.Zeynoddin 2.jpg امیرحسیــن :-)

ساعت ده ، یازده شب بود که اومد خونه حتی لای موهاش هم پر از شن بود سفره رو انداختم تا شام بخوریم گفتم: تا شما شروع کنی ، من میرم لیلا رو بخوابونم گفت: نه! صبر می کنم تا بیای با هم شام بخوریم ... ... وقتی برگشتم دیدم پوتین به پا خوابش برده داشتم پوتین هاش رو در می آوردم که بیدار شد گفت: داری چیکار می کنی؟ می خوای شرمنده ام کنی؟ گفتم: نه! آخه خسته ای سر سفره نشست و گفت: تازه می خوایم با هم شام بخوریم ... خاطره ای از زندگی سردار شهید مهدی زین الدین

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام...

امیرحسیــن  :-)
197297_770.jpg امیرحسیــن :-)

دل پر میزند برای رسیدن به گنبد طلایی ات . . . نگاه پر میزند برای گره خوردن به ضریح نورانی ات. . . اشک فرو میریزد در برابر نور بهشتی حرمت. . .