امیرحسیــن :-)
بچهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ی خودمون نیستن
امیرحسیــن :-)
یکی از دوستان من الان ترم 5 دانشجو ......خداوکیلی از اون اولی که این رفت دانشگاه مثل بچه دبستانیا میشینه خونه درس میخونه
امیرحسیــن :-)
الـــلّـــه اڪبر بــــرادر ... چقدر براے پرڪشیدטּ به آسماטּ عجلہ داشتے ڪہ پاهایتــــ را جـا ڪَذاشتے ... !!!
امیرحسیــن :-)
خواهری داد میزد گریه میکرد می گفت: میخواهم صورت برادرم را ببوسم اجازه نمی دادند یکی می گفت: خواهرش است. مگر چه اشکالی دارد؟! بگذارید برادرش را ببوسد گفتند: شما اصرار نکنید؛ نمیشود ... این شهید سر ندارد.
امیرحسیــن :-)
آدم ها چه راحت؛ با جابه جایی یک نقطه؛ از خدا، جدا می شوند ...!