امیرحسیــن :-)
خواهرم, اگر به این روز اعتقاد نداری,پس همین طوری بگرد ....
امیرحسیــن :-)
چرا ؟.... چرا قبل از استخدام در نماز جماعت و جمعه و دعای کمیل و توسل و ندبه شرکت می کنیم ولی به محض استخدام همه را فراموش می کنیم ؟ چرا قبل از استخدام از پوشیدن لباس آستین کوتاه و ریش پروفسوری گذاشتن گریزانیم ولی بعد از استخدام خود را کاملا آزاد حس می کنیم ؟ چرا قبل از این که مراسم خواستگاری برگزار بشه از معایب پسر و دخترمون هیچی نمیگیم و بعدش که مشکلی پیش میاد میگیم : ... میخواستی چشاتو واکنی !!! چرا قبل از این که گواهینامه بگیریم به قانون پایبند بودیم اما حالا که گواهینامه گرفتیم برامون فرقی نمی کنه که پوست موز از پنجره ماشین بیرون بیفته یا دوبله پارک کنیم و یا کمربند بزنیم یا نزنیم و ... چرا وقتی که یک کارمند جزء هستیم به احترام ارباب رجوع خم میشیم ولی وقتی شدیم فلان مدیر و مسئول و ... مواظبیم خط اتوی شلوارمون نشکنه ؟ چرا وقتی کارمند و مسئول نبودیم با مراجعه به فلان اداره و نهاد و بانک و مرکز دولتی و خصوصی بانگ و فریادمون بلند بود که : ایها الناس چرا کار ارباب رجوع راه نمی افته و ... اما حالا که خودمون شدیم مسئول ؛ امروز برو و فردا بیا سر زبونمون افتاده ؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیرحسیــن :-)
وقتی مشکی مد باشه خوبه وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه وقتی رنگ عشقه خوبه! وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه! اما... وقتی رنگ چادر من مشکی شد بد شد! افسردگی می آورد! دنبال حدیث و روایت می گردند که رنگ مشکی مکروهه!
امیرحسیــن :-)
خواهرم, اگر به این روز اعتقاد نداری,پس همین طوری بگرد
امیرحسیــن :-)
هر وقت در زندگیت گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است، زود برو با او خلوت کن و بگو با من چکار داشتی که راهم را بستی؟(حاج اسماعیل دولابی)
امیرحسیــن :-)
وقتی پرنده ای زنده است, مورچه ها را میخورد... امــــّـــــــــا با گذشت زمان ... هنگام مرگش, مورچه ها او را میخورند !! یک درخت, میلیونها چوب کبریت میسازد... امــــّـــــــــا با گذشت زمان ... فقط یک چوب کبریت برای نابود کردن آن کا[!]ت !!!