امیرحسیــن :-)
« قبر » در هر روز به انسان می گوید : « أنا بیت الغربة ، أنا بیت الوحشة ، أنا بیت الدُّود » « منم خانه غربت ، منم خانه وحشت ، منم خانه کِرم » بحار الانوار جلد ۶ صفحه ۲۶۶
امیرحسیــن :-)
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین از عرش از میان حسینیه خدا آمد صدای ناله حی علی العزا جمع ملائک همه گریان شدند و بعد گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت: یارب اجازه هست شوم فرش این عزا؟ آدم ز جنت آمد ناله کنان نشست در بزم استجابت بی قید هر دعا او که هزار بار به گریه نشسته بود یک یا حسین گفت و همان لحظه شدبه پا آری تمام رحمت خود را خدا گرفت گسترد بر مُحْرم این اشک و گریه ها آنگاه گفت روضه بخوان أیها الرسول جانم فدای تشنه لب دشت کربلا روضه تمام گشت ولی مادری هنوز آید صدای گریه اش از بین روضه ها
امیرحسیــن :-)
ما همچنان ایستاده ایم بعضی با دو پا بعضی با یک پا بعضی بدون پا ولی همگی استوار...
امیرحسیــن :-)
نظربعضی از آقایان درباره زنها: زن یعنی آشپزخانه زن یعنی آوردن بچه زن یعنی هرچی من بگم و اون هیچی نگه زن یعنی تمیزی خونه زن یعنی حساب بانکی پر زن یعنی گفتن چشم زن یعنی... شما از کدوم دسته هستید؟؟؟؟؟؟؟؟
امیرحسیــن :-)
کم حرف می زد. سه تا پسرش شهید شده بودند. ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟» گفت :«هزار سال.» خندیدم . گفت «شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته .» صداش می لرزید.
امیرحسیــن :-)
بهش گفتیم چرا زن نمیگیری؟ گفت نه بابا،یه عالمه قصط دارم،نمیخوام قصط به قصطام اضافه شه،فعلا زوده. شما بودید بهش چی میگفتید؟
امیرحسیــن :-)
مهر خورده بود رو قلبشون... مهر نوکری آقا امام حسین ، برای همینه که زنش میگه خدا چشماشو با قابش برد ... شهید همتــــ رو میگم مهر قشنگیه نه؟ ... "به دل " میشینه ! «اگه بشینه ... »