امیرحسیــن :-)
زناني ظاهر مي شوند كه ...
امیرحسیــن :-)
ما كه روزي حاج احمد داشتيم ... بر شهادت شوق بيحد داشتيم ... ما كه روزي حاج همت داشتيم ... ما كه در جبهه شهامت داشتيم ... ما كه روزي بين ياران صديق ... حرفمان اين بود: اي دنيا؛ دريغ! ......... پس چرا امروز... ؟!!!!!!
امیرحسیــن :-)
خواستيم اميرالمؤمنين را از زبان دوستان بگوييم. گفتيم شايد بگويند... خواستيم او را از زبان دشمنانش وصف كنيم، ديديم بارها اعتراف كردهاند. خواستيم على(ع) را از نگاه ديگران بگوييم...
امیرحسیــن :-)
یک بار از جبهه آمده بودم و عصر در خانه آقا خدمت ایشان رسیدم و گزارش عملیاتها را دادم. نماز مغرب و عشا را پشت سر ایشان خواندیم و فرمودند: «آقارحیم! برای شام میمانی یا میروی؟» گفتم: «شام علما برکت دارد. اگر اجازه بدهید میمانم». آقا فرمودند: «از بیرون برایت شام بگیریم یا هر چه در خانه هست میخوری؟» گفتم: «آقا! هر چه در خانه هست میخورم». شام رئیسجمهور یک املت ساده بود.
امیرحسیــن :-)
چه قدر دلمان برای احمدی نژاد در قاب عکس تنگ شده است
امیرحسیــن :-)
اشک من جاری شد… جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو … عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست
امیرحسیــن :-)
بسلامتي پنگوين,که يه ذره قد داره,امابازم لاتي راه ميره
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
باسلام ای آقا
شبتان مهتابی
روز میلاد شما درپیش است
کوچه ها منتظرند
پس چرا دیرآقا؟
ای نفس ها به فدای کف نعلین شما
اندکی تند قدم بردارید
امیرحسیــن :-)
آآآآآآآآآآآقا کی میتونه این کارو بکنه ...