امیرحسیــن :-)
آری به خدا منصور ارضی مرد راه است او عمار سید علی است اصلا چون او عمار و ابوذر و سلمان و مقداد سید علی است. ما انقدر اورا دوست داریم سلم لمن سالکم ولی حرف در این مقال چیزی دیگری است. تعبد سرفرود آوردن حین حضور به وعده یار شیرینی ای رو دارد که به واقع باید: آتش عشق دل رو روشن کرده باشه تا حلاوتش دیگر از دل نرود. و این تجلی غیر از در خانه امام حسین (ع) هیج جای دیکه تلالو نمیکند تا انسان مصداق بیان ( کن و شروع فیکون باشدد) به قدر ظرفییتش. یک روز آقامون حجه ابن الحسن عج ظهورمیکند و مارو به کربلا صعود میدهد. منبری بگذارند از نور صلا بزنند گریه کن ها با روضه خوان شان حاج منصور مشرف شوند به صحن ارباب (ع) تا امام زمان (عج) رو یاری کنند. که همون مثال زهرایی بروز میکند که امام رضا (ع) فرمود هرکه میخواهد به مادر ما صله بدهد برای حسین (ع) گریه کند. و اون روز صله و کمک ما به آقامون اشک برای جد غریبش باشد انشاءالله که جمعه ای فریاد میزند ای اهل عالم من پسر آن آقایی هستم که بالب تشنه کشتنش وناله ای قریب برای غریب ازنای حاجی با نفسی عجیب
امیرحسیــن :-)
شاید تا کنون برایتان سؤال شده باشد این برجستگی سبز رنگ روی گنبد سبز پیامبر متعلق به چیست ؟ درجریان تخریب قبور در راستای فعالیت وهابیون در مدینه ، یکی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر حضرت رسول (ص )و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود که ناگهان صاعقه ای با او برخورد می کند و او همان جا خشک می شود. بعدها وهابیون هر کاری می کنند که جسد این شخص را از آنجا جدا کنند نمی توانند و نا چار میشوند به این گونه که مشاهده میکنیدآن را پنهان کنند .
امیرحسیــن :-)
یک دختر بچه در حال گرم کردن پاهای خود با اگزوز ماشین است.
امیرحسیــن :-)
يادم باشدامشب بعضي از آرزوهايم را دم دربگذارم تارفتگرببرد,بيچاره او! مابقي راهم نقدا باخودبه گورميبرم, مابقي,همان آرزوي"باتوبودن"است, نترس جانکم, حتي آرزوي داشتنت راهم به کسي نميدهم
امیرحسیــن :-)
منو کـربلا ببـرکه خیلی دیره از فـراق حـرمت دلم می گیره به خودت قسـم که از غمت می میره دلی که کنـار شیش گوشت اسیـره به خـدا برا تو تنگـه دل دیوونم ارباب آقـا به جون زینبت دل ما رو تو دریاب آقـا ! آقا!منو ببـر به کـربلا ... عشق تو تا توی سینـه پر می گیره دلامون رنگ و بوی خـدا می گیره تا با ذکـر یا حسین ما شور می گیرم روضمون شمیـم کـربلا می گیره می پیچـه توی هیئت عطـر حرم تو آقـا ایشاالله که می میریم میون روضت آقـا آقـا ! آقا ! منو ببـر به کـربلا ...
امیرحسیــن :-)
خوب نگاهشان کرد، خیره شد. وقتی عبور کردند قیافه ی حق به جانب گرفت و گفت: «اگر اینها مراعات می کردند، کارِ ما به گناه نمی کشید» انگار نه انگار که همین چشمهای خیره مانده ی او و دوستانش، دختران را به جلوه گری ترغیب کرده بود.
امیرحسیــن :-)
با تو ام خود شیفته ....برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در امان باشی و تو سینه ات را مقایل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال کنی ......
امیرحسیــن :-)
شهید محمد جمعه دادگر تحصیلات:سوم راهنمایی تاریخ و محل شهادت:61/8/10سومار
امیرحسیــن :-)
سلام اینو الان دیدم بدجور دلم برا تنگ شده... قرار بود دلم را حرم نگه داری یقین که با دلتان خوب تا نکرده دلم ببین دوباره دلم میان جلوه ها گم شد ولی هنوز دلت را رها نکرده دلم...