دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
emam reza.jpg امیرحسیــن :-)

یاامام رضا قدیم میگفتن: اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ، ببین من چه بدبختی هستم که یه سر پیش شما هم نمی تونم بیام یا امام رضا ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخ خطاب زده 6 تا میرم توش هیچی نیستاصلاع رسان زده 35 تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میرم توش یکدونه هم نیست ...................................

امیرحسیــن  :-)
shimiyai2.jpg امیرحسیــن :-)

اتل متل راحله اخموي بي حوصله مامان چرا گفت بگير از پدرت فاصله! دلش هزار تا راه رفت بابا خسته ي کاره؟ مامان چرا اينو گفت؟ بابا دوستش نداره؟ بايد اينو بپرسه اگه خسته ي کاره پس چرا بعضي وقتا تا نيمه شب بيداره؟ نشونه ي بيداريش سرفه هاي بلنده شش ماه پيش تا حالا بغض مي کنه، مي خنده شايد اونو نمي خواد اگه دوستش نداره پس چرا روي تختش عکس اونو مي ذاره؟ با چشماي مريضش عکس و نگاه مي کنه قربون قدّش ميره بابا بابا مي کنه با دست پر تاولش آلبومي رو که داره از کنار پنجره بر مي داره مياره با ديده ي پر از اشک آلبومو وا مي کنه رفيقاي جبهه رو همش صدا مي کنه آلبوم عکس بابا پر از عکس دوستاشه عکسي هم از راحله ست تو بغل باباشه با ديدن اون عکسا زنده مي شه، ميميره با ياد اون قديما بابا زبون مي گيره قربون اون موقع ها قربون اون صفاتون دست منم بگيرين دلم تنگ براتون از اون وقتي که بابا دچار اين مرض شد مامان چقدر پير شده بابا چقدر عوض شد مامان گفته تو نماز برا بابات دعا کن دستاتو بالا ببر تقاضاي شفا کنديشب توي نمازش واسه ي باباش دعا کرد! دستاشو بالا بردو تقاضاي شفا کرد

امیرحسیــن  :-)
2010-11-17_194931.jpg امیرحسیــن :-)

از عكستان بگوييد. خاطرتان است كه مربوط به چه عملياتي است؟ سال 61 در عمليات والفجر يك در هور العظيم بوديم كه عكاسي آمد و عكسم را گرفت و رفت. آن موقع مسئول دسته بودم. ديگراو را نديدم، ولي عكس را داشتم. از كنگره ها و جشنواره هاي زيادي سراغ اين عكس را مي گرفتند و دنبالش مي گشتند، من هم به آنها مي دادم. بعضي ها به اشتباه تصور مي كنند كه اين صاحب اين عكس در جبهه به شهادت رسيده است اما اين گونه نيست. من زنده ام و حالا با مشكلات شيميايي ام دست و پنجه نرم مي كنم.

امیرحسیــن  :-)
0215.jpg امیرحسیــن :-)

روبرویش نشستم مدام دانه های تسبیح را روی هم می انداخت پرسیدم: چه ذکری میخوانید؟ خیلی صلوات ، نذر دارم. باید تمامش کنم! پرسیدم: نذرهایتان برآورده شده؟! آری پرسیدم: چه نذرهایی؟: یک لحظه که دیر می کند، برای عافیتش صلوات نذر می کنم! "فدای قلب پر اضطراب و عاشقت"

امیرحسیــن  :-)
(97).JPG امیرحسیــن :-)

آری به خدا منصور ارضی مرد راه است او عمار سید علی است اصلا چون او عمار و ابوذر و سلمان و مقداد سید علی است. ما انقدر اورا دوست داریم سلم لمن سالکم ولی حرف در این مقال چیزی دیگری است. تعبد سرفرود آوردن حین حضور به وعده یار شیرینی ای رو دارد که به واقع باید: آتش عشق دل رو روشن کرده باشه تا حلاوتش دیگر از دل نرود. و این تجلی غیر از در خانه امام حسین (ع) هیج جای دیکه تلالو نمیکند تا انسان مصداق بیان ( کن و شروع فیکون باشدد) به قدر ظرفییتش. یک روز آقامون حجه ابن الحسن عج ظهورمیکند و مارو به کربلا صعود میدهد. منبری بگذارند از نور صلا بزنند گریه کن ها با روضه خوان شان حاج منصور مشرف شوند به صحن ارباب (ع) تا امام زمان (عج) رو یاری کنند. که همون مثال زهرایی بروز میکند که امام رضا (ع) فرمود هرکه میخواهد به مادر ما صله بدهد برای حسین (ع) گریه کند. و اون روز صله و کمک ما به آقامون اشک برای جد غریبش باشد انشاءالله که جمعه ای فریاد میزند ای اهل عالم من پسر آن آقایی هستم که بالب تشنه کشتنش وناله ای قریب برای غریب ازنای حاجی با نفسی عجیب

امیرحسیــن  :-)
jahanarar.JPG امیرحسیــن :-)

با کولر نمی شه عاشورا رو درک کرد... تو سنگرها اسپلیت نصب نبود... کولر میراث جنگ هست یا نیست؟ با پیشرفت تکنولوژی گناهان ما هم مدرن و پیشرفته می شه... مَمَد نبودی ببینی تابستونا از سرما داریم یخ می زنیم!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

غمگینم همانندِ مرد هزار چهره که میگفت: " نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

میگفت "ریاضی و فیزیک تو زندگی خیلی به کار میاد" اما نمیدونم چرا وقتی دزد خونش رو زد به هیچ دردش نخورد..

امیرحسیــن  :-)
card-postal-4.jpg امیرحسیــن :-)

آیا می دانید؟ : ماه رمضان ماه خداست. انتساب ماهی از ماه های قمری به خداوند همانند انتساب روح انسانی به خداوند برای تعظیم و تکریم است. خداوند با این انتساب بر آن است تا بر اهمیت و عظمت این ماه تأکید کند و انسانها را به بزرگداشت آن تشویق نماید؛ هرچند که همه ماه ها از آن خداست و چیزی در جهان جز مظاهر وجودی خداوند نیست.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بچهاااااااااااااااااااااااااااااااااا کیااااااااااااااااااااااا از فردا میرن پیشواز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
like (4).jpg امیرحسیــن :-)

گردنبند لایک .........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اگر واقعا عاشقش باشی#دیدگاه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دفتر عشـــق كه بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو كار تو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نمیكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیرحسیــن  :-)
gham copy.jpg امیرحسیــن :-)

خواهم امشب را که با غم سر کنم دفتری با اشک چشمم تر کنم نام آن دفتر نهم دیوان عشق اشک را عنوان آن دفتر کنم باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست آخه جز گریه منو کاری نیست یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا آخه من غریبم ای خدا