امیرحسیــن :-)
قرآن بخوان از روي نيزه دلبرانه ياسين و الرحمان بخوان پيغمبرانه قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگيرد لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب لبریز اشک و آه ولی ، فاطمي ، نجیب دنیای شيون است، سکوت دمادمش باران روضه است همین اشک نم نمش زهرائی است ، شکوه ز غمها نمیکند جز آرزوی دیدن بابا نمیکند حرفی نمی زند ز کبودی پیکرش از سنگ های کینه و گل های معجرش با بیکسی قافله خو کرده آه آه با طعنه های آبله و زخم گاه گاه آری نمک به زخم دل غم نمی زند از گوشواره پیش کسی دم نمی زند هرگز نگفته از غم و درد اسیری اش از ماجرای سیلی و دندان شیری اش سنگ صبور هر دل بی تاب میشود لب بسته و در آتش غم آب میشود اوقات ابری اش بوی غربت گرفته اند حالا که واژه ها همه لکنت گرفته اند با آه های شعله ورش حرف می زند او با اشارهي نظرش حرف می زند حالا که غرق خون شده لبهای کوچکش با اشکهای چشم ترش حرف می زند او هرگز از تسلّی سیلی سخن نگفت دارد تمام بال و پرش حرف می زند لب بسته است از همهي اهل کاروان بر نیزه با سر پدرش حرف می زند مي پرسد از سر پدر و شرح سرگذشت
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
...نه
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
اگه وجود خدا باورت بشه
خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و\\" یاورت \\"میشه
امیرحسیــن :-)
چارلی چاپلین میگفت : آموخته ایم که با پول می توان خانه خرید ولی آشیانه نه می توان رختخواب خرید ولی خواب نه می توان ساعت خرید ولی زمان نه می توان مقام خرید ولی احترام نه می توان کتاب خرید ولی دانش نه می توان دارو خرید ولی سلامتی نه می توان آدم خرید ولی دل نه........
امیرحسیــن :-)
قرآن بخوان از روي نيزه دلبرانه ياسين و الرحمان بخوان پيغمبرانه قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگيرد لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب لبریز اشک و آه ولی ، فاطمي ، نجیب دنیای شيون است، سکوت دمادمش باران روضه است همین اشک نم نمش زهرائی است ، شکوه ز غمها نمیکند جز آرزوی دیدن بابا نمیکند حرفی نمی زند ز کبودی پیکرش از سنگ های کینه و گل های معجرش با بیکسی قافله خو کرده آه آه با طعنه های آبله و زخم گاه گاه آری نمک به زخم دل غم نمی زند از گوشواره پیش کسی دم نمی زند هرگز نگفته از غم و درد اسیری اش از ماجرای سیلی و دندان شیری اش سنگ صبور هر دل بی تاب میشود لب بسته و در آتش غم آب میشود اوقات ابری اش بوی غربت گرفته اند حالا که واژه ها همه لکنت گرفته اند با آه های شعله ورش حرف می زند او با اشارهي نظرش حرف می زند حالا که غرق خون شده لبهای کوچکش با اشکهای چشم ترش حرف می زند او هرگز از تسلّی سیلی سخن نگفت دارد تمام بال و پرش حرف می زند لب بسته است از همهي اهل کاروان بر نیزه با سر پدرش حرف می زند مي پرسد از سر پدر و شرح سرگذشت
امیرحسیــن :-)
قال المعصوم (علیه السلام): خیر وقت دعوتم الله فیه الاسحار بهترین وقتی که شما خدا را در آن وقت می خوانید ، سحرگاهان است فیض سحر ویژه برنامه ای است مناجاتی و سحر گاهی با محوریت قرائت دعای شریف کمیل همراه با ذکر توسل و روضه خوانی و سینه زنی در سحر شبهای جمعه که بیش از یکسال و نیم از تاسیس و شروع برنامه هفتگی آن می گذرد و الحمد الله و المنه به لطف و محبت الهی و عنایات حضرات معصومین (ع) خاصه حضرت مهدی (عج) و همت جوانان بسیجی و غیور شهر ، هر هفته دو ساعت ونیم قبل از وقت اذان صبح پرشکوهتر از پیش با نوای دلنشین طلبه جانباز حاج حسین حقی در جوار مزار منور شیخ مناجاتیان حضرت آیت الله آقا میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) و علماء وشهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس در گلزار مطهر شیخان قم برگزار می گردد . با توجه به سفارش و تاکیدات اکثر ، بلکه همه ی علما و عرفای اعلام اسلام نسبت به حفظ و مراقبت و مواظبت نفس و همت در کسب معرفت زلال محمدی (ص) به وسیله تهجد و توفیق بیداری و شب زنده داری و احیاء سحرگاهی در سحر شبهای جمعه ، همه شما عزیزان را به شرکت و حضور در این برنامه پر فیض و برکت دعوت نمود
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو، باریختن آب جوش گرم کنی.نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش...یادمان باشدزخمی که میزنیم،دلی که میشکنیم...ارزان نیست...یک جایی بایدبهایش رابپردازیم یک وقت شایدهمین نزدیکی ها...
امیرحسیــن :-)
به نظر شما کدام پوشش بهتر است .......