امیرحسیــن :-)
خودت قضـــــاوت کن... توی يکی از محله های جنوب تهران ساکن بودند و فوق العاده عشق داشتند نسبت به امام حسين عليه السلام و عشقش مثال زدنی بوده! شهادت ايشون وقت نماز اتفاق ميفته درست وقت قنوتحالا داشته چی از خد ا ميخواسته و چه ريختی خواسته٬که ما نمی دونيم و ظرفمونم اونقدری نيست! خلاصه آرپيجی می زنند و مثل اربابش بی سرشهيد می شه! ايشون يه قبر برا خودشون کنده بودند٬که وصيت کرده بودند بعد از شهادت توی اون دفنش کنند! بدن مطهرشو که می خواستن تو قبر بزارن متو جه می شن که اگه اين شهيد سر به بدن داشت توی قبر جاش نمی شد! ... يا اباعبدالله... ا اون دوستی که اينو برای من تعريف می کرد٬ يهو يادش افتاد گفت راستی داوود خسروی که شهيدشد٬ دخترش سه سالش بود!!!! خودت قضاوت کن..
امیرحسیــن :-)
با کولر نمی شه عاشورا رو درک کرد... تو سنگرها اسپلیت نصب نبود... کولر میراث جنگ هست یا نیست؟ با پیشرفت تکنولوژی گناهان ما هم مدرن و پیشرفته می شه... مَمَد نبودی ببینی تابستونا از سرما داریم یخ می زنیم!
امیرحسیــن :-)
عاشورا را چه تفسیر کرده ای؟تو که هیچ از حسین و آزادگی نمی دانی.عباس را که خوانده ای تو که بیرقش را به چشم ندیدی؟ و زینب را؟اینجا،من،عاشورا را تفسیر می کنم برایت.من که به چشم دیده ام کربلا را.حسین را من شرح می دهم برایت که به دل شنیده ام نوایش را.و عباس را.و زینب را.کربلا کوچه کوچه این شهر است که هر ذره خاکش تقدس نام آزادی را به فریاد آمده است.حسین همه آن جوانانند امروز که ندای "هیهات من الذله" شان عرش را به لرزه درآورد.و عباس...عباس امروز پیش چشمان من به خاک می افتاد وقتی که تنش نه از ضربه رودرروی شمشیر،که از زخم ناجوانمردانه گلوله غرق در خون بود.وقتی که نه شمشیر به کف داشت و نه مشکی بر دوش.سلاحش مشتش بود و سینه اش مامن آرام گلوله.زینب امشب،اینجا در کنار من می گرید بر مصیبت برادر.و نینوا همین جاست.در همین شهر.در مقابل چشمان تو که دیریست تا خیمه هامان را غریق آتش کرده ای و یارانمان را اسیر.این بار اما قصه عاشورای ما را پایانی دیگر خواهد بود.اینجا انتقام خون شهیدانمان را نه مختارها،که عباسان دیگری می گیرند.شام غریبان ما دیریست تا به سر آمده.صبح دیگری در راه است.
امیرحسیــن :-)
امام حسین(ع) می فرمایند: اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ ِ؛ بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. (الدره الباهره ، ص24
امیرحسیــن :-)
آن آقا(سيد علي قاضي طباطبائي رحمه الله)با اين كه منقطع بود اشدّالانقطاع او،حتي از انقطاع طلاب منقطع تر بود -زيرا آنها راه خانه ي علما و مراجع را مي دانستند ولي او آن را هم نمي دانست -مي گفت :هفتاد سال از عمرم گذشته يا بيشتر ،ولي يك شب نشده است كه بگوييم امشب شام نداريم خدا كند هر كسي يقين او ،روزي او باشد در محضر حضرت ايت ا...بهجت
امیرحسیــن :-)
و اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا ذلك بانهم قوم لا يعقلون : آنها هنگامى كه (اذان مى گوييد و مردم را) به نماز مى خوانيد، آن را به مسخره و بازى مى گيرند ؛ اين به خاطر آن است كه آن ها جمعى هستند كه درك نمى كنند. (سوره مائده ، آيه 58)
آرشیو آواتار دنبالریون
28/4/91 یادگاری .....از امیر حسین ..
امیرحسیــن :-)
اولین مسابقه بوسه در ایران: "ببوسید و برنده شوید"!! برای خانومهااااااا و آقااااااااااایون...
امیرحسیــن :-)
از میدان مین که رد شدم دکتر پاهایم را در کوله پشتی ام گذاشت باید دو بال ببافم شکل پریدن من از رو نخواهم رفت ! بعضی ها تیکه تیکه شدن تا امروز...................